{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY LOVE

MY LOVE
پارت ۱۲

_ توی نامه چی نوشته بود ؟
+ کار نامجونه ...
÷ چی؟ خب الان میخوای چیکار کنی ؟
کوک نفس عمیقی کشید و سیگارش رو روشن کرد و با لحنی سرد و جدی لب زد:

+ هیچی میزاریم خوش باشه ... فعلا .
یونگی و هوسوک سکوت کردن معلوم بود کوک یه فکرایی داره اما الان زیاد نباید ازش سوال کنن ... کوک از سوال پرسیدن زیاد خوشش نمی اومد ..

ویو تهیونگ

بلاخره تونستم اعتمادش رو بدست بیارم .. دارم موفق میشم .. پدر جون انتقامت رو میگیرم . در همین فکر ها بود که صدای زنگ موبایل به گوشش رسید ... نامجون بود.
( علامت نامی€)
€ سلام بیبی چطوری ؟
~ سلام نامی خوبم تو خوبی ؟
€ اره ... چیشد اقای بادیگارد با کوک چیکار کردی ؟
~ وای .. تونستم اعتمادش رو بدست بیارم دیگه کارش ساخته اس ( با ذوق)

€ اوکی بیب ولی مراقب باش خطرناکه ... راستی به جیمین هم گفتم که درخواست همکاری به باند کوک بده شاید قبول شد .. اینطوری دیگه تنها نیستی .

~ ولی نامی .. نکنه جیمین بشناسن ؟
€ نگران نباش عشقم کسی نمیتونه مستر پارک رو بشناسه .. خوب من باید برم خداحافظ .
~ خداحافظ.


ویو نویسنده

سه روزه گذشته و جیمین هم استخدام شده .. و کوک هم به یک ماموریت رفته همراه برادرش .. تو این سه روز انگار رابطه جیمین داره با یونکی خوب میشه میگی چرا؟ چون از روز اول این دو همیشه خدا با هم دعوا میکردن ولی انگار دارن سعی میکنن با هم کنار بیان ..‌



حمایت !؟
دیدگاه ها (۸)

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟏*الو.. ... *عامم بله خودمم اتفاقی افتاده ...

P¹³ده هزار تا عکس از سه جونگ دارم😔..ولی خب🗿-ج..جیوو؟-اره خود...

لبخند قاتلپارت³⁴ویو سلینگوشیم هنوز توی دستم بود.چند بار پیام...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

رمان : رفتار سرد

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط