عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۳۰

تهیونگ سمتش قدم برداشت حالا دلش اونو رو میخواست از ته قلبش .. کنار او ایستاد چهره غمگین دخترک را دید در انعکاس آیینه.. مین جی همچنین در تم مشکی با چهره کمی لرزاند .. به عنوان یک همسر غمگین ..
تهیونگ دستش را به نرمی یه پر سمتش برد و از مچ دستش تنها دو انگشت اشاره اش را کشید .. این حرکت کافی بود تا حس هر دو را بیشتر داغ کنند .. مین جی عمیق پلک روی هم گذاشت .. تهیونگ همچنین مثل یک آغوش نرم بهش نزدیک شد و دستش را بیشتر بالا برد و روی سر شانه او توقف کرد با لحن بسیار نرم و آرامی گفت : خوشگل شدی
عمیق بود آن لحن و همچنین ساختار از عشق ..
سپس نرم لبش را سمت گوش او نزدیک کرد دخترک بلافاصله چشم هایش را باز کرد .. و عمیق پر از محبت و نگاه گرم زل زد بهش ، یه چیزی در آن نگاه بود نگاه پر از سوال های که مین جی باید بپرسد .. شاید بهش میگفت که آن دو تیکه پارچه متعلق به کی بود شاید خود تهیونگ گذاشته بود ..
با فشرده شدن پایین بند نافش افکارش بهم ریخته شد و با نگاه سرد به تهیونگ زل زد همچنین با صدا بم و خواستنی خودش در گوش مین جی گفت : به چیزه مهم فکر میکنی
دخترک با لحن آرامی گفت: هیچی..یعنی نه هیچی .. باید یه چیزی بهت بگم
تهیونگ حالت چهره اش جدی شد سپس مچ دست زریف مین جی را گرفت و سمت خودش چرخاند بلافاصله هر دو مچ دست هایش را گرفت و در دستش فشرد نگرانی حالا در چشم هایش جاری میزد
مین جی کمی در دهانش چرخید حتی بازم سخت بود : من .. باید یه چیزی بهت بگم
تهیونگ: بگو می‌شنوم
مین جی نفس عمیقی کشید و بدن جلو اش را به تن تهیونگ تکیه داد : من اون روز تو اتاق کارت یه چیزی .. پیدا کردم .. راستش اشتباهی شد .. من نمی‌خواستمـ..
تهیونگ دست مین جی را ول کرد سپس هر دو طرف صورتش را گرفت و نگران گفت : می‌شنوم ... بگو
دخترک با آن نگاه بیشتر ترسید و تند تر گفت : من زیر میز کارت یه پاکت پیدا کردم - حالا زل زد در چشم هایش - باور من آمدی نبود
نگاه تهیونگ جدی شد و تند گفت : تو پاکت چی بود ؟
مین جی معذب هر دو دست تهیونگ را پایین آورد و تند تر گفت : توش دو تیکه پارچه خونی بود - صدای پر از ترسش بیشتر معلوم شد- روی پاکت اسم پدرامون نوشته شده بود .. حتی یه فلش هم توش بود ولی - تعیونگ وست حرفش پرسید : نگاهش کردی ؟
مین جی : آره خراب بود ..
دیدگاه ها (۱)

( عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۱تهیونگ گیج مانند گفت : این چه ر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۲امشب شب خواستی بود .. حتی برای جو...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۹لحظه های غمگیندخترک حالا به دل بی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۸تهیونگ دست مین جی را سمت لبش برد ...

مین جی عمیق نگاهش کرد و آروم گفت : تهیونگ ؟ از کس دوقطبی شدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط