{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه ساله کودکی چو ماه زیبا

سه ساله کودکی چو ماه زیبا
سه ساله دختری چون قند شیرین
نگاهش بعد دردی سوز دارد
دودستش لای لای یک فراق است
شب است و
شب است و گامهایی می رسانند
تمام آن فراق و ناله ها
به پایانی میان آن خرابه
تو هم آرام میگیری ستاره؟
تو هم که می روی جانم سه ساله؟
دیدگاه ها (۱)

یکی می‌گفت: «باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای ز...

آخرین مطالب شب یلدایی که می رسد نه حتی به دیوار انگلستان و ا...

یه حرفایی رو ... نه میشه به بابا گفت، که آدم روش نمیشه! نه ب...

پارت معرفی

پارت ۲۲ — دختر خاندان چوسه روز بعد، خبر ورود خاندان چو به پا...

داستان عاشقانه جدید

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

#The_Princess's_Last_Smile#لبخند_آخر_پرنسس#پارت_معرفیاسم : ل...

🖤 سکوت. 𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀ژانر: مافیایی | رازآلود | غم...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

🖤 پارت هفتم | خواهر گمشدهلانا کاغذ را محکم در دستش گرفته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط