من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !از
من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !از عشق هرگز نترسیدم ؛گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر !!او نام عشق را بر خاک میمالد ... و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد !!!از تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛از آن تن ها ...که بر تن میزنند چنگی ز نامردی ...گریزانم !!!!در این آشفته بازار رفاقت ها ... به دنبال رفیقی ناب میگردم زهی باطل خیالم را ...که من مخمور و اینک در پی یک خواب میگردم
- ۳۴۹
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط