{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این را مینویسم به بهانه تو فرشته ی من ...

این را مینویسم به بهانه تو فرشته ی من ...


ساراااا....


تویی که دست هایمان دور است از هم ...
اما یادت باشد ...
هر جای دنیا که باشی ...
باز عاشق توام ..
و ..
قلبم برای توست ...
شاید بهانه گیر باشم ..
ولی شعله شعله ی روحم کنار توست ..
شاید نفهمی ...
ولی ..
بعد از هر شب بخیر گفتن هایمان ...
راهیش میکنم کنار تختت ...
بنشید بالای سرت و هی نگاهت کند ...
هی نگاه کند ...
تاب دلش که تمام شد ... موهایت را از پیشانی ات کنار بزند ...
و ..
بوسه ای ارام برچیند ... سپرده ام نیمه شب که شد ...
ارام تو را در اغوش بگیرد ...
تا احساس سرما نکنی ... پاسی که گذشت ...
زیر گوشت ..
شاعرانه هایم را زمزمه کند ..
تا خواب خودم ببینی ...
و ...
کم کم کنارت خوابش ببرد .. در تمام این مدت تو خوابی ...
و ..
من بهترین عشق بازی ام را کرده ام ..
بینهایتم ...
ارام بخواب فرشته ی من ...
دیدگاه ها (۱)

📖 آکادمی آستریاپارت چهارم | «راز برج قدیمی»بعد از حرف جنا......

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط