{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد بیست یک🍷🗡


استرس گرفتم
نکنه از من بخواد کاری که نباید بکنم؟

انگار که ذهنم و خونده باشه
گفت
+تا شب بهت فرصت میدم خودتو اماده کنی

لرزیدم
از من چی میخواست؟
میخواست که امشب با اون باشم و ...؟؟؟

+قول دادی که صوریه همش

سرشو با جدیت تکون داد
_قول ندادم!

راست می‌گفت
وقتی بهش گفتم فقط نگاهم کرد

اون از قبل نقشه داشت
چشمام پر شد

+امشب نمیتونم..

دستی به موهام کشید و با شصتش آروم لبامو نوازش کرد
_میتونی!

+نمیخوام زنت باشم

پچ زد
_حالا که هستی

به قطره اشک از چشمم ریخت
گفتم
+پس حداقل امروز و آزادم بزار باشه؟

لحنم انگار خیلی عاجزانه بود که بدون هیچ بحثی قبول کرد

گفت
+فقط امشب ازت گذشتم! از خودم گذشتم
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست دو🍷🗡چیزی نگفتم که دوباره لب زد+فهم...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست سه🍷🗡تای ابروشو بالا داد فکمو گرفت ...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست🍷🗡#پری کز کرده بودم یه گوشه باورم ن...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد نانزده🍷🗡لب زدم +چیشده؟سرشو به معنی هیچی...

جراح قلب (پارت22)

#loveing_or_hateing #Part28_اره راس میگه منم اولین باری که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط