{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد بیست دو🍷🗡


چیزی نگفتم که دوباره لب زد
+فهمیدی

اوهومی توی گلویی گفتم که تک خنده ای کرد
_ولی امشب تو بغلم میخوابی

سرشو آورد کنار گوشم
+همیشه تو بغلم میخوابی طاقت ندارم دیگه جدا از بغلم ببینمت

قلبم تند تند میزد
حس عجیبی داشتم که تا حالا این حس و تجربه نکرده بودم

لب گزیدم
_میخوام تنها باشم.

+تو روز عروسیمون عروسمو تنها بزارم؟

عروسش بودم؟
پس کو لباس عروسم؟
پس کو میکاپ و مدل موهام؟؛.

_من عروست نیستم

تای ابروش بالا پرید
+چی؟!

_کو عروسی؟ اگه عروست بودم که باید عروسی میکردیم‌ جشن می‌گرفتیم!

تک خنده ای کرد
+دلت جشن و عروسی میخواد؟

دلم که میخواست
ولی غروام این لحظه مهم تر بود

سرمو برگردوندم و گفتم
+همه چی سوریه! بین ما میفهمی دیگه
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست سه🍷🗡تای ابروشو بالا داد فکمو گرفت ...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست چهار🍷🗡نمیتونستم ریسک کنماگه منو می...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست یک🍷🗡استرس گرفتم نکنه از من بخواد ک...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست🍷🗡#پری کز کرده بودم یه گوشه باورم ن...

Rz prpr ²⁴که یهو گوشیم زنگ خورد هوپی بود جواب دادم یونگی: چت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط