{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد بیست🍷🗡


#پری

کز کرده بودم یه گوشه
باورم نمیشد الکی الکی زنش شدم

لب برچیدم
توی فکر بودم که نفهمیدم کی مقابلم نشست

یه شاخه گل رز دستش بود
چشمام گرد شد
بهش نمی اومد انقدر رمانتیک باشه!

از دستش گرفتم

سعی کردم لبخندی بزنم
هرچی نباشه روز اول زندگیمون بود

+مرسی

لبخند کجی زد
_قابل شما رو نداره

بلند شدم
خواستم از کنارش رد بشم که دستم و کشید
افتادم توی بغلش

بوسه ای روی فکم زد و گفت
+دیگه زنم شدی حق نداری از بغلم بیای بیرون

برای اینکه تاکید کنم گفتم
_زن سوری!

نچی کرد
کنار گوشم با لحنی که باعث میشد قلبم تند تند بزنه گفت

+ولی من نمیخوام صوری باشی

داشت چی میگفت؟
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست یک🍷🗡استرس گرفتم نکنه از من بخواد ک...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست دو🍷🗡چیزی نگفتم که دوباره لب زد+فهم...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد نانزده🍷🗡لب زدم +چیشده؟سرشو به معنی هیچی...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد هجده🍷🗡+جناب آریامنش خطبه رو بخونم؟!با ج...

My uncle (part 35)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط