فیک ابر استی خوش شانس پارت
فیک ابر استی خوش شانس پارت ۲
« الان منظورتون چیه که اتاقی به اسم شین یونا رزرو نشده ؟ من کل فیش های پرداختی و مراحل رزرو رو دارمم »
پذیرش هتل جواب داد « پس چه خوب ، اگر امکان داره اونارو نشون بدید تا براتون یک اتاق دیگه حاضر بشه »
بعد از دیدن یونا که با قدم های محکم و اخم گنده با گوشی تو دستش به سمت پذیرش هتل میره فهمیدم که میخواد دعوا کنه و حسابیم طول میکشه پس رفتم یه گوشه ای از هتل رو یکی از صندلی ها نشستم و یه اسپرسو سفارش دادم .
بعد از یک ساعت با صدای یونا به خودم اومدم و به صورت پر از لبخندش نگاه کردم « اتاقو جور کردم ثیثی 😉 »
« لبخندش به منم منتقل شد ، دستمو انداختم دور شونه اش و گفتم « ثیثی دعوایی خودمی دیگهه »
بعد لز وارد شدن به اتاق و چیدن وسایلامون دیدیم که بخاطر هزینه زیاد هتل نمیتونیم همیشه تو هتل بمونیم و باید یه خونه جور کنیم...
. . . . . .
«هیونجین ویو»
« قربان از نظر همه دنس لینو بهتر از منه ، پس چرا لینو داور نمیشه خ- »
حرفش با صدای مسخره جی وای پی قطع شد « من از تو بیشتر میدونم (خیلی) پس قطعا میدونم دارم چیکار میکنم ، توهم بهتره ساکت شی و فقط همراه ثری راچا داور اون برنامه باشی »
با گفتن « لعنت بهش » از اتاق رفتم بیرون و الکی تو کمپانی چرخیدم تا خودم و افکارمو مرتب کنم .
من نمیدونم ، مشکل این کمپانی چیه که میخواد همه رو عذاب بده ؟ ما کافی نبودیم ؟ چرا حتما باید کار اموز هاشو تو منجلاب قرار بده و همیشه به اونا استرس و فشار روانی هدیه کنه ؟ و سوال اصلی ، چرا فقط استری کیدزه که مخالف این کاره ؟ بقیه زورشون نمیرسه ؟ اصلا چرا باید منو به عنوان داورِ رقص قرار بده که بیشتر عذاب کشیدن اون کار اموز هارو ببینم ؟ اه ، اه ، اهه
به خودم اومدم و خودم رو جلوی اتاق تمرین دنس دیدم ، یه نفس عمیق کشیدم و با لبخندی فیک وارد اتاق شدم که بلافاصله یه لبخند واقعی جاشو باهاش عوض کرد .
دیدن صحنه ی دعوای دوستانه لینو و فلیکس و تماشاچیان پر انرژی . کی میتونه با دیدن این صحنه نخنده ؟
به سمت اعضا که دور اونا جمع شده بودن رفتم و مثل اونا کنارشون چهار زانو نشستم وبا خنده رو به چانگبین گفتم « ایگووو ، ایندفعه مشکل چیه که تا چان هیونگ نیست اینجارو گذاشتین رو سرتون ؟ » ای ان بجای چانگبین که مشغول مجریگریِ کُشتی بود گفت « فلیکس از بطری اب لینو استفاده کرد ، لینو هم داره پدرشو میاره جلو چشمش » گفتم « هومم ، دلیل خوبیه »
. . . . . .
« الان منظورتون چیه که اتاقی به اسم شین یونا رزرو نشده ؟ من کل فیش های پرداختی و مراحل رزرو رو دارمم »
پذیرش هتل جواب داد « پس چه خوب ، اگر امکان داره اونارو نشون بدید تا براتون یک اتاق دیگه حاضر بشه »
بعد از دیدن یونا که با قدم های محکم و اخم گنده با گوشی تو دستش به سمت پذیرش هتل میره فهمیدم که میخواد دعوا کنه و حسابیم طول میکشه پس رفتم یه گوشه ای از هتل رو یکی از صندلی ها نشستم و یه اسپرسو سفارش دادم .
بعد از یک ساعت با صدای یونا به خودم اومدم و به صورت پر از لبخندش نگاه کردم « اتاقو جور کردم ثیثی 😉 »
« لبخندش به منم منتقل شد ، دستمو انداختم دور شونه اش و گفتم « ثیثی دعوایی خودمی دیگهه »
بعد لز وارد شدن به اتاق و چیدن وسایلامون دیدیم که بخاطر هزینه زیاد هتل نمیتونیم همیشه تو هتل بمونیم و باید یه خونه جور کنیم...
. . . . . .
«هیونجین ویو»
« قربان از نظر همه دنس لینو بهتر از منه ، پس چرا لینو داور نمیشه خ- »
حرفش با صدای مسخره جی وای پی قطع شد « من از تو بیشتر میدونم (خیلی) پس قطعا میدونم دارم چیکار میکنم ، توهم بهتره ساکت شی و فقط همراه ثری راچا داور اون برنامه باشی »
با گفتن « لعنت بهش » از اتاق رفتم بیرون و الکی تو کمپانی چرخیدم تا خودم و افکارمو مرتب کنم .
من نمیدونم ، مشکل این کمپانی چیه که میخواد همه رو عذاب بده ؟ ما کافی نبودیم ؟ چرا حتما باید کار اموز هاشو تو منجلاب قرار بده و همیشه به اونا استرس و فشار روانی هدیه کنه ؟ و سوال اصلی ، چرا فقط استری کیدزه که مخالف این کاره ؟ بقیه زورشون نمیرسه ؟ اصلا چرا باید منو به عنوان داورِ رقص قرار بده که بیشتر عذاب کشیدن اون کار اموز هارو ببینم ؟ اه ، اه ، اهه
به خودم اومدم و خودم رو جلوی اتاق تمرین دنس دیدم ، یه نفس عمیق کشیدم و با لبخندی فیک وارد اتاق شدم که بلافاصله یه لبخند واقعی جاشو باهاش عوض کرد .
دیدن صحنه ی دعوای دوستانه لینو و فلیکس و تماشاچیان پر انرژی . کی میتونه با دیدن این صحنه نخنده ؟
به سمت اعضا که دور اونا جمع شده بودن رفتم و مثل اونا کنارشون چهار زانو نشستم وبا خنده رو به چانگبین گفتم « ایگووو ، ایندفعه مشکل چیه که تا چان هیونگ نیست اینجارو گذاشتین رو سرتون ؟ » ای ان بجای چانگبین که مشغول مجریگریِ کُشتی بود گفت « فلیکس از بطری اب لینو استفاده کرد ، لینو هم داره پدرشو میاره جلو چشمش » گفتم « هومم ، دلیل خوبیه »
. . . . . .
- ۲.۹k
- ۱۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط