{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

pain

#pain
#P⁴¹
این برای هر جفتمون خوبه
اول از لحاظ جنسیتمون اگر ادامه میدادیم و خانواده هامون میفهمیدن اون موقع برای هر جفتمون بد میشد و ممکن بود نزارن همو ببینیم پس چه بهتر اینجا تمومش کنم حالا یجوری میگم انگار اون به من علاقه داره اون که معلوم نیست چند وقته با جیمین هیونگه ولی یک سوال چرا وقتی با جیمین هیونگ رابطه داره جیمین هیونگ منو راهنمایی و کمک کرد که بتونم به جونگکوک اعتراف کنم یا بفهمم علاقه دارم بهش یا نه
از فکر های بیخود توی سرم دست برداشتم و وقتی وارد خونه شدم مامان و ناپدری رو دیدم که تو پذیرایی هرکدوم داشتن کاری میکردن مامان که در حال خوردن قهوه بود و ناپدریم هم داشت با گوشیش یسری کار انجام میداد
معمولا وقتی میرم خونه سلام نمیکنم و یکدفعه میرم اتاقم ولی این دفعه رفتم جلو سلام و ادای احترام کردم و بعد رفتم اتاقم
دوش گرفتم
لباسی که میخواستم بپوشم رو پوشیدم
موهامو شونه کردم که خب اینا همش یک ساعت طول کشید اونم بخاطر این بود که فکرم درگیر بود و یکم طول کشید
از اتاق بیرون رفتم و وارد آشپزخونه شدم مامان داشت قرص میخورد تا جایی که تونستم ببینم مثل اینکه مسکن بود بعد از خوردن قرصش رفت توی اتاقش
منم از یخچال یکم بستنی برداشتم که تا وقتی میریم بخورم
تازه شروع به خوردن کرده بودم که ناپدریم وارد آشپز خونه شد
وقتی اومد داخل بلند شدم و احترام گذاشتم
فکر کنم تعجب کرد چون چند ثانیه مکث کرد بعد که من نشستم رفت سمت یخچال چیزی برداشت گذاشت جیبش و رفت من ندیدم چی بود ولی به نظر چیزه کوچیکی بود حدس میزدم قرص باشه ولی خب ناپدریم هیچ وقت قرص نمیخوره و بدش میاد
دیدگاه ها (۴)

#pain #P⁴²ناپدریم هیچ وقت قرص نمیخوره و بدش میاد. . . . همه ...

#pain #P⁴³خیلی زودتر از چیزی که باید مست شده بودم سوهو تا دی...

#pain #P⁴⁰. . . . برخلاف تصورات جیمین و جونگکوک که فکر میکرد...

#pain #P³⁹سرشو اورد عقب شونه های جونگکوک و گرفت و ادامه دادج...

نام فیک: عشق مخفیPart: 34ویو ات*یکساعت طول کشید امتحانمو داد...

[♡part³♡]بعد از ساعت ها رانندگی بلاخره رفتم‌ خونه،ساعت نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط