{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم
تار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم
بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم
انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
هی بگو فردا و فردا،باز هم امروز ،فردا می کنم
می بریز و مست تر کن باده ی عشق مرا
کاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم
گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب ما
زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم....!
دیدگاه ها (۳)

پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ...

هرکسی یاری درین کاشانه دارد؛ من تو رایک هدف از رفتن میخانه د...

به قدری دوستت دارم که قدرش را نمی دانمبه تن چون روح می مانی،...

مبتلای شب گیسوی تو بودن زیباستهم دچار خم ابروی تو بودن زیباس...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

دلتنگم ای عزیز به روی نگاری‌اترو کرده‌ام به پنجره انتظاری‌ا...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط