(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁸²
-تو چیکااار کردییی؟
و با صدای بلند و متعجب امیلی جیمین و جکسون که جلو نشسته بودن توجهشون به سمت امیلی جلب شد و جیمین نگاهشو از توی آیینه به امیلی داد و پرسید : چیشده امیلی؟
-هیچی هیچی ببخشید
و نیشگون ریزی از رادا گرفت که اونم بی جواب نزاشتش و فحش نافرمی بهش داد. با اخم و صدای جدی جکسون به خودشون اومدن و نگاه
نگرانشونو به جیمین دادن : ادلر یه موتوری پشت ماشین داره میاد هویتش نامشخصه
جیمین نگاهشو از ایینه بغل به موتوری داد و بعد چندلحظه گفت : نگران نباش یه شخص عاديه الان از کنارمون رد میشه
و خب همینطور هم شد بعد بیست دقیقه به خونه ی امیلی و جیمین رسیدن و بعد از اینکه وارد پارکینگ شدن جیمین اجازه ی پیاده شدن رو براشون صادر کرد.
.......
امیلی.....
بعد از اینکه وارد خونه شدیم جیمین دستشو دور کمرم حلقه کرد و بدنمو به سمت خودش کشید و بوسه ی نرمی رو لبام نشوند و جایی نزدیک لبام زمزمه کرد : عزیزم من میرم دوش بگیرم و بعدش میرم خونه بغلی پیش مامورای سازمان تا کارا رو بکنم مشکلی با تنها موندن نداری؟
لبخندی بهش زدم و دستمو روی نیم روخش و خط فکشم کشیدم و منم جایی نزدیک لبای مردونش زمزمه کردم : نه جیمین منتظرت میمونم تا برگردی
با حرفم ابرویی بالا انداخت و سرشو توی گردنم فرو برد و مکی به لاله ی گوشم زد و گفت : اینکه حالا کسی توی خونهی سرد و تاریکم وجود داره
که منتظرم میمونه برای برگشتن باعث میشه دلایلی بیشتری برای تلاش کردن و زنده موندن داشته باشم که برگردم و چشم انتظار نزارمش
-برو مرد قوی من همینجام
بوسه ی دیگه ای روی لبم نشوند و به سمت حموم رفت
تو این فاصله منم لباسامو عوض كردم و موهامو باکش ساده ای بالا بستم با احساس گرسنگی به سمت اشپزخونه
رفتم و با برداشتن نون تست و کره بادوم زمینی لقمه کوچیکی برای خودم گرفتم و مشغول خوردن شدم و جیمینم بعد حمام ۶ دقیقه ایش لباساشو با تیشرت مشکی شلوار جینی عوض کرد
در حالی که لقممو نصفه نیمه جوییده قورت دادم با تعجب . ساختگی و چشای گرد شده نگاهمو بهش انداختم که داشت نیم بوتای چرم و اسپرتیو پاش میکرد و موهای خیسشو فقط به بالا حالت داده بود : واااااااح این همه جذابی رو کجا قایم کرده بودی شيطون؟
با این حرفم تک خند متعجبی زد و گفت : عزیزم تو این جذابیت رو بیشتر از اینام دیدی و تنها چیزیه که تمام و کمال مال خودته
-حکمران سرزمین وسیعم هستم خوشبختم
جیمین : الان من سرزمين وسيعم؟
part ⁸²
-تو چیکااار کردییی؟
و با صدای بلند و متعجب امیلی جیمین و جکسون که جلو نشسته بودن توجهشون به سمت امیلی جلب شد و جیمین نگاهشو از توی آیینه به امیلی داد و پرسید : چیشده امیلی؟
-هیچی هیچی ببخشید
و نیشگون ریزی از رادا گرفت که اونم بی جواب نزاشتش و فحش نافرمی بهش داد. با اخم و صدای جدی جکسون به خودشون اومدن و نگاه
نگرانشونو به جیمین دادن : ادلر یه موتوری پشت ماشین داره میاد هویتش نامشخصه
جیمین نگاهشو از ایینه بغل به موتوری داد و بعد چندلحظه گفت : نگران نباش یه شخص عاديه الان از کنارمون رد میشه
و خب همینطور هم شد بعد بیست دقیقه به خونه ی امیلی و جیمین رسیدن و بعد از اینکه وارد پارکینگ شدن جیمین اجازه ی پیاده شدن رو براشون صادر کرد.
.......
امیلی.....
بعد از اینکه وارد خونه شدیم جیمین دستشو دور کمرم حلقه کرد و بدنمو به سمت خودش کشید و بوسه ی نرمی رو لبام نشوند و جایی نزدیک لبام زمزمه کرد : عزیزم من میرم دوش بگیرم و بعدش میرم خونه بغلی پیش مامورای سازمان تا کارا رو بکنم مشکلی با تنها موندن نداری؟
لبخندی بهش زدم و دستمو روی نیم روخش و خط فکشم کشیدم و منم جایی نزدیک لبای مردونش زمزمه کردم : نه جیمین منتظرت میمونم تا برگردی
با حرفم ابرویی بالا انداخت و سرشو توی گردنم فرو برد و مکی به لاله ی گوشم زد و گفت : اینکه حالا کسی توی خونهی سرد و تاریکم وجود داره
که منتظرم میمونه برای برگشتن باعث میشه دلایلی بیشتری برای تلاش کردن و زنده موندن داشته باشم که برگردم و چشم انتظار نزارمش
-برو مرد قوی من همینجام
بوسه ی دیگه ای روی لبم نشوند و به سمت حموم رفت
تو این فاصله منم لباسامو عوض كردم و موهامو باکش ساده ای بالا بستم با احساس گرسنگی به سمت اشپزخونه
رفتم و با برداشتن نون تست و کره بادوم زمینی لقمه کوچیکی برای خودم گرفتم و مشغول خوردن شدم و جیمینم بعد حمام ۶ دقیقه ایش لباساشو با تیشرت مشکی شلوار جینی عوض کرد
در حالی که لقممو نصفه نیمه جوییده قورت دادم با تعجب . ساختگی و چشای گرد شده نگاهمو بهش انداختم که داشت نیم بوتای چرم و اسپرتیو پاش میکرد و موهای خیسشو فقط به بالا حالت داده بود : واااااااح این همه جذابی رو کجا قایم کرده بودی شيطون؟
با این حرفم تک خند متعجبی زد و گفت : عزیزم تو این جذابیت رو بیشتر از اینام دیدی و تنها چیزیه که تمام و کمال مال خودته
-حکمران سرزمین وسیعم هستم خوشبختم
جیمین : الان من سرزمين وسيعم؟
- ۶۴۰
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط