(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ⁸⁰
-هيتام بعد مارک نامنظم شده پس نمیدونم کی میشه
جیمین : اگه نگران منی میتونم خودمو کنترل کنم و فردا که برگشتیم خونه برات سرکوبگر میگیرم خوبه؟
-نه نه من منظورم این نبود
جیمین : عزیزم؟ چرا انقد نگرانی؟ چی میخوای بگی؟
-آگه... اگه هیت شدم.. تو اجازشو داری
جیمین : اجازه ی چیو؟
-جییییمیینننن
اینبار جیمین خندهی توگلویی کرد و امیلی رو بیشتر توی اغوشش کشید
جیمین : من شبیه کسایی ام که علم غیب دارن بیب؟
-خب اجازشو داری که باهام باشی.. اینو میخواستم وقتی هوشیارم بهت بگم که اون موقع فک نکنی دارم به خاطر هیت بهت میگمش
جیمین : با وجود من کنار اومدی ماهزاده؟
-خب فک کنم خیلی وقته کنار اومدم فقط شاید یکمی..خجالت میکشیدم؟
جیمین : الان دیگه نمیکشی؟
-نه که نکشم ولی خب اعتمادم بهت بیشتر از قبله و حالا باهاش یه جورایی اوکی شدم؟ فقط یه مشکلی هست
جیمین: هوم؟ چه مشکلی؟
-جیمین راستشو بخوای میترسم
جیمین : از چی؟ تا وقتی من کنارتم قرار نيس هیچ آسیبی به تو
برسه ماهزاده
-و اگه از خودت بترسم؟
با این حرف امیلی ، جیمین اخماشو توی هم کشید که امیلی با فکر اینکه ناراحتش کرده دستاشو دو طرف صورت جیمین گذاشت و با چشمای نگران تند تند شروع به صحبت
کرد : نه نه منظورم اونطوری نیس بزار توضیح بدم من فقط.. میدونی میترسم که با ادلر شاهزاده جهنم مواجه بشم و ادلر رو به روی من قرار بگیره نه کنار من و اینبار شاهزاده قصد نابودیمو بکنه من از سردی رفتارت میترسم از اینکه مسبب خشمت بشم یا....
هنوز حرفش تموم نشده بود که بوسه ی خشن جیمین روی لباش نشست و توانایی صحبت کردنو ازش گرفت
جیمین دستاش پشت گردن و بین موهای امیلی برد و گردنشو به سمت خودش فشار داد و لباشو به دهن کشید
لب پایینشو محکم مکید و گازی از لب بالاش گرفت که صدای اخ ریزش توی دهنش خفه شد ؛ از امیلی فاصله گرفت اما دستشو پشت گردنش که سرشو پایین بود نگه داشت و با لحن جدی و محکمی به حرف
اومد : نگاهتو به من بده امگا شکلاتی من
امیلی سرشو بالا آورد و سعی کرد با وجود نگاه سنگین و جدی جیمین نگاهشو از روی صورتش برنداره : تو امگای منی ، همسر منی و تنها چیزی که برای محافظت برام باقی مونده ، حتی اگه اسمون به زمین بیاد و زمین به اسمون ، حتی اگه تو کسی باشی که قاتل
پدر مادرم بوده، هر اتفاق فاکی بیفته قرار نیس با ادلر رو به رو بشی من هیچ وقت اسیبی بهت نمیرسونم ...
part ⁸⁰
-هيتام بعد مارک نامنظم شده پس نمیدونم کی میشه
جیمین : اگه نگران منی میتونم خودمو کنترل کنم و فردا که برگشتیم خونه برات سرکوبگر میگیرم خوبه؟
-نه نه من منظورم این نبود
جیمین : عزیزم؟ چرا انقد نگرانی؟ چی میخوای بگی؟
-آگه... اگه هیت شدم.. تو اجازشو داری
جیمین : اجازه ی چیو؟
-جییییمیینننن
اینبار جیمین خندهی توگلویی کرد و امیلی رو بیشتر توی اغوشش کشید
جیمین : من شبیه کسایی ام که علم غیب دارن بیب؟
-خب اجازشو داری که باهام باشی.. اینو میخواستم وقتی هوشیارم بهت بگم که اون موقع فک نکنی دارم به خاطر هیت بهت میگمش
جیمین : با وجود من کنار اومدی ماهزاده؟
-خب فک کنم خیلی وقته کنار اومدم فقط شاید یکمی..خجالت میکشیدم؟
جیمین : الان دیگه نمیکشی؟
-نه که نکشم ولی خب اعتمادم بهت بیشتر از قبله و حالا باهاش یه جورایی اوکی شدم؟ فقط یه مشکلی هست
جیمین: هوم؟ چه مشکلی؟
-جیمین راستشو بخوای میترسم
جیمین : از چی؟ تا وقتی من کنارتم قرار نيس هیچ آسیبی به تو
برسه ماهزاده
-و اگه از خودت بترسم؟
با این حرف امیلی ، جیمین اخماشو توی هم کشید که امیلی با فکر اینکه ناراحتش کرده دستاشو دو طرف صورت جیمین گذاشت و با چشمای نگران تند تند شروع به صحبت
کرد : نه نه منظورم اونطوری نیس بزار توضیح بدم من فقط.. میدونی میترسم که با ادلر شاهزاده جهنم مواجه بشم و ادلر رو به روی من قرار بگیره نه کنار من و اینبار شاهزاده قصد نابودیمو بکنه من از سردی رفتارت میترسم از اینکه مسبب خشمت بشم یا....
هنوز حرفش تموم نشده بود که بوسه ی خشن جیمین روی لباش نشست و توانایی صحبت کردنو ازش گرفت
جیمین دستاش پشت گردن و بین موهای امیلی برد و گردنشو به سمت خودش فشار داد و لباشو به دهن کشید
لب پایینشو محکم مکید و گازی از لب بالاش گرفت که صدای اخ ریزش توی دهنش خفه شد ؛ از امیلی فاصله گرفت اما دستشو پشت گردنش که سرشو پایین بود نگه داشت و با لحن جدی و محکمی به حرف
اومد : نگاهتو به من بده امگا شکلاتی من
امیلی سرشو بالا آورد و سعی کرد با وجود نگاه سنگین و جدی جیمین نگاهشو از روی صورتش برنداره : تو امگای منی ، همسر منی و تنها چیزی که برای محافظت برام باقی مونده ، حتی اگه اسمون به زمین بیاد و زمین به اسمون ، حتی اگه تو کسی باشی که قاتل
پدر مادرم بوده، هر اتفاق فاکی بیفته قرار نیس با ادلر رو به رو بشی من هیچ وقت اسیبی بهت نمیرسونم ...
- ۲۱۴
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط