{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۱۵
ویو ا.ت

اروم دندونام رو وارد گردنش کردم
..ناله ای از درد کرد..
کوک: آخخخ

یه دستم رو گذاشتم رو سرش و نوازش میکردم..
شروع کردم به مکیدن خونش..اونم فیلم نگاه میکرد..
ولی من میدونستم درد داره..

«پنج مین بعد»

دیدم بدنش داره سست میشه..دستم رو از رو سرش برداشتم و دور کمرش حلقه کردم...

ویو کوک

دیگه داشتم ناتوان میشدم که کمرم رو گرفت و کشید به سمت بالای تخت..به تاج تخت تکیه داد منم چسبوند به خودش..
با بی حالی گفتم..
_: ا.ت..سیر..نشدی؟

هنوز داشت مک میزد..
کوک: ا.ت بس..بسه
بازم جواب نداد..بعد دو مین دندوناش رو در اورد..بی حال شده بودم.
ا.ت:خوبی؟

خون از گوشه لبش تا چونه اش اومده بود..
با خس خس گفتم..
کوک: ا..اره
از پشتم کنار رفت و گذاشت دراز بکشم..
دستم رو بردم سمت لبش و آروم خون لبش رو پاک کردم..

ویو ا.ت

خون روی لبم رو پاک کرد..
بعد چونم رو گرفت و کشید سمت خودش.. لباش رو گذاشت رو لبام و شروع کرد به مکیدن.. چشمام از حدقه زده بود بیرون..
دستاش رو برد سمت باسنم و آروم فشار داد..و گذاشتم رو خودش..انگار که روش خیمه زده بودم..منم همکاری کردم..
یکدفعه به خودم اومدم و خودم رو ازش جدا کردم..

ا.ت: چیکار کردی؟
انگار جون گرفته بود..
گفت.
_: زن آینده خودم رو بوسیدم..بده؟
ا.ت: خدای من

از روش بلند شدم و به سمت در رفتم
گفتم..
ا.ت: من یکم کار دارم به کار هام که رسیدم میام..
کوک: چشم عزیزم..منم فیلم میبینم.. فقط یه چیزی
ا.ت:چی؟!
کوک:امم..هیچی بعداً میگم
ا.ت: باشه..من رفتم بانی جذاب

و به سمت اتاق کارم رفتم....

«سی مین بعد»

رفتم اتاق خواب مشترکم با کوک...
وارد اتاق شدم..ولی خبری از کوک نبود!
پنجره باز بود..چند قطره خون هم رو زمین بود..

ادامه دارد.....
------------------------------------------------------
دیدگاه ها (۵)

پسرِ آدمیزادپارت.۱۶ویو جونگ کوکبعد رفتن ا.ت منم نشستم فیلم ن...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۷ویو جونگهیسوار ماشین شدم و به سمت عمارت ه...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۴ویو ا.توارد عمارت شدیم...ا.ت:بریم بالا..ک...

پسرِ آدمیزادپارت.۱۳ویو ا.تبا کلافگی گفتم...ا.ت. این آخریه..ک...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ¹²*. ...

وقتی باهاش..... درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط