پسر آدمیزاد
پسرِ آدمیزاد
پارت.۱۴
ویو ا.ت
وارد عمارت شدیم...
ا.ت:بریم بالا..
کوک:اوکی
لباس هامون رو عوض کردیم..رو به جونگ کوک گفتم..
_: گشنته؟
کوک: نه..تازه خوردم که(خنده)
ا.ت: ولی من گشنمه..
کوک: خب..غذا بخور..
ا.ت: میخوام بخورم..
کوک: اهااا فهمیدم..ولی من دردم میگیره..
ا.ت: خب حواست رو پرت میکنم..فیلم میبینی؟
کوک: اوم خوبه..
تلویزیون رو به رو رو روشن کردم..
کوک: من تا الان کور بودم؟
ا.ت: نه همین الان ظاهر شد..
کوک: هنوز به اینجا عادت نکردم(خنده)
ا.ت: چی میبینی عزیزم؟
کوک: اممم خجالت نکش یک(ادمین:خیلی وقته ندیدم😭😂)
ا.ت: اوکی
فیلم رو گذاشتم.
اون رو تخت نشست منم پشتش نشستم.دستم رو از پشت دور گردنش حلقه کردم. خواستم شروع کنم که گفت..
_:نمیشه یکاری کنی دردم نگیره؟
لبم رو نزدیک گوشش کردم و اروم گفتم..
_:نه نه..من دوست دارم دردش رو حس کنی..
کوک:عجبا
ا.ت:هیسس
-----------------------------------
کیوتچه های گلم اینطوری خوبه بنویسم؟
پارت.۱۴
ویو ا.ت
وارد عمارت شدیم...
ا.ت:بریم بالا..
کوک:اوکی
لباس هامون رو عوض کردیم..رو به جونگ کوک گفتم..
_: گشنته؟
کوک: نه..تازه خوردم که(خنده)
ا.ت: ولی من گشنمه..
کوک: خب..غذا بخور..
ا.ت: میخوام بخورم..
کوک: اهااا فهمیدم..ولی من دردم میگیره..
ا.ت: خب حواست رو پرت میکنم..فیلم میبینی؟
کوک: اوم خوبه..
تلویزیون رو به رو رو روشن کردم..
کوک: من تا الان کور بودم؟
ا.ت: نه همین الان ظاهر شد..
کوک: هنوز به اینجا عادت نکردم(خنده)
ا.ت: چی میبینی عزیزم؟
کوک: اممم خجالت نکش یک(ادمین:خیلی وقته ندیدم😭😂)
ا.ت: اوکی
فیلم رو گذاشتم.
اون رو تخت نشست منم پشتش نشستم.دستم رو از پشت دور گردنش حلقه کردم. خواستم شروع کنم که گفت..
_:نمیشه یکاری کنی دردم نگیره؟
لبم رو نزدیک گوشش کردم و اروم گفتم..
_:نه نه..من دوست دارم دردش رو حس کنی..
کوک:عجبا
ا.ت:هیسس
-----------------------------------
کیوتچه های گلم اینطوری خوبه بنویسم؟
- ۱۰.۲k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط