{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دهم

پارت دهم
از دید ا/ت
ای بابا الان این منحرف بدبخت فکرای بدی ب سرش میزنه
دستشو گرفتم و برگشتم ب سمت جیهوپ
ا/ت:ببخشید من میرم بالا شما هم کارتون تموم شد بیاین...(ب نیش باز ماری نگاه میکنه)بخواطر رفتار ماری هم عذر میخوا..امروز جلسه های زیادی دارین ک باید برین پس فعلن
یه احترام گذاشتم و ماری و کشیدم تو شرکت...
ا/ت:معلومه چتههه؟(اروم)
مادی:ای کلک چرا نگفتی رفتی خونه رئیس هااااا؟😂
ا/ت:هیسس ساکت باش کسی میشنوه...بابا خودش منو ب زور برد من نمی...
ماری:فلسفه نباف..از همین الان بگم این رئیس شرکمتون ی دوس دختر داره...یعنی دوس دختر ک چ بگم ی نامزد..اونم باباش قبل از اینکه فوت کنه انتخاب کرده براش..رئیس علاقه ای ب اون دختر نداره!اما خب مجبوره چون از طرفی دختر عموشم هس...خلاصه میگم مراقب باشی چون خانواده عموی رئیس خیلی گردن کلفتن اگه عموی رئیس بفهمه در جا میکشتت....فهمیدییییی؟😐
رفتم توی فکر...چرا وقتی علاقه ای ب اون دختر نداره باید باهاش باشه!(خب یک ساعته دستامو برایچی حرکت میدم مینویسمممم😐بابا بخواطر باباش بوده😑)
خب اونو ک میدونم...منظورم اینه ک...(زر نزن بریم بقیش😐💔)
رفتم بالا


لایک و کامنت🙂💛
دیدگاه ها (۱۰)

پارت ۱۱از دید ا/ترفتم بالا ک جیهوپو دیدما/ت:عااا رئیس شما کی...

دیگه مدرسه نیس😐😂😂😂البته مدرسه ما اگه جرعت داری از این کارا ک...

سلام سلامممم😄😂صبحتون بخیر😃امروز پارت جدید رمان رو میزارم🤗

پارت نهماز دید ا/تصبح با نور خورشید بیدار شدم ک دیدم دستلی ی...

طرح عشق

پارت پنجاهو هفتمن دوسش دارم!بابام:ماری!اونکیس:ماری بیا بریم!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط