{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان حرمله لعنت الله علیه" حداقل كاری را كه من با حسین

از زبان حرمله لعنت الله علیه" حداقل كاری را كه من با حسین كردم بشنو بعد بمیر یا مرا بكش، وقتی كه تشنگی بر اردوی حسین غالب شد، با كودك ششماهه اش به میدان آمد، او را بر سر دست بلند كرد و فریاد زد... تیر سوم را وقتی زدم كه حسین دامن دشداشه اش را بالا برد تا عرق از جبین بردارد... تیر سوم را بر قلب حسین زدم"
دیدگاه ها (۲)

هرچند که زیباست رخ یوسف . . .ولى . . .چهره نه،نام حسین دست ب...

نذر كرده اََم. ...صَد دور تـَسبیح..."اهدنا الصراط المستقیم" ...

من اگر گریه برایت نکنم میمیرم

گفــــت آآآآآ کن...هیچکـــس نفهمید دکتر در کنـــج گلویـــم چ...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

روز هفتم ماه محرّم الحرام:1- در روز هفتم محرم عمر بن سعد با ...

🥀حسین که تنها ماند در آن سرزمین بلا، سمت دشمنان رفت و گفت: ک...

🏴🏴🏴کربلا یعنی ...کربلا یومُ الحسابی دیگر است آفتابش ، آفتاب...

شهادت طفل شیرخوار امام حسین (ع)هنگامی که همه یاران و اصحاب ا...

🔶 در اینجا بود که شوق لقاء پروردگارش در او شدت یافت. خواست ا...

#شب_هفتم_بنام_حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام😍😍😍:امشـب بیـا بـرایل...

حضرت علی اصغر علیه السلامدست و پا می زنی انگار بغل می خواهیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط