{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کارگرخسته ای

کارگرخسته ای
سکه ای از جلیقه کهنه اش در اورد تا صدقه دهد
ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد صدقه عمر را زیاد میکند...!
دیدگاه ها (۱)

دراين شهرصداي مردميستهمچنان كه تورا ميبوسند طناب دار تورا مي...

دلم یه حس خوب میخواد!!!به نظرشما حس خوب یعنی.....؟

"شانس"نام مستعار خداست،آنجا كه نميخواهد امضايش پاي داده هايش...

برای چراغ همسایه هم نور آرزو کن! بی شک حوالیت روشن تر خواهد ...

محبوب جواهر چشم من😍🧿فکر کردن به طوولبخند روی لبم می نشاند......

وقتی مریض بودی ولی …

پارت ۲۸ | پنج قدمصدای قدم‌ها نزدیک‌تر شد.تق... تق... تق...پن...

داستان عاشقانه جدید

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏جونگکوک:یااا تهیونگ این دیگه چیه دادی،...

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط