{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت...

خداوند موجودی قوی خلق کرد و نام او را مرد گذاشت...
از او پرسید:
آیا راضی هستی...؟؟!
مرد گفت: نه...
خداوند پرسید:
چه می خواهی؟!
مرد گفت:
آینه ای می خوام که در آن بزرگی خود را ببینم...
تکیه گاهی می خوام که در هنگام خستگی و آزردگی بر آن تکیه زنم و آرامش پیدا کنم...
کسی که همدم لحظات تنهایی ام باشد...
نقابی می خواهم که در هنگام ضرورت پشت آن مخفی شوم...
کسی که زیبایی اش چشمم را نوازش دهد...
اندیشه ای می خوام که در آن غوطه ور گردم...
و چراغی که با آن هدایت و راهنمایی شوم...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اینجا بود که خداوند گفت :
این خیلی زر میزنه!!
یه موجودی بسازم دهنشو سرویس کنه!

و اینگونه شد که خداوند زن را آفرید...!!
دیدگاه ها (۳۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

فاصله یک لبخند تا جنون

قمار اخر

P : 28

Seven

وفاق یا اختناقمحمدرضا طاهری🔹وفاق اگر میلی شود، رسانه را هم م...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒یک هفته بعد، الین داخل ماشینی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط