{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از "درخت " پرسیدم چرا "پیر" شدى؟

از "درخت " پرسیدم چرا "پیر" شدى؟

خنده تلخى کرد و گفت:
وقتى تو رفتى يارت با ديگرى زیر سايه ام مى نشست و به تو می خنديد😔
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺮﺍ ﺣﺒﺲ ﮐﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺼﺎﺭِ ﺑﺎﺯﻭﺍﻥ ﺗﻮﻣﺠﺮﻡ ﺗﺮﯾﻦ ﺯ...

خدايا ♥️آرامش شب را نصيب کساني کن که،آسايش روز را نصيب ديگرا...

نگه داشتن آدما...از بدست اوردنشونسخت تره.

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن استمثل شهری که به روی گسل زل...

تو رئيسِ يه شركت بودى و بعد از جلسه اى كه داشتى،با عصبانيت ب...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 30جونگکوک و مین سو به...

پارت ۱۱"من کجام؟"اوبیتو زیر لب زمزمه کرد، توی یک جنگل بزرگ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط