. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.³⁰ .
.
؟ لعنتی نتونستی بکشیش
¿نه رئییس گرفتنم
؟ لعنتی
یه مشت کوبوند تو صورت مرد جلوییش و دوباره دوباره براش لذت بخش بود و گفت
؟ الان من بخدا تویه عوضی چی جواب هو بدم هااا
¿رر..رئیس
؟ خفه شو تهیونگ و باید هرجور که شده بدزدیم فهمیدی ؟
¿ بله خانوم
.
.
.
جیمین داخل اتاق نشسته بود و داشت اکسپلور گردی میکرد که یهو یونگی وارد شد و جیمین هم شک زده بهش خیره شد بعد از اون رویه پسر خیمه زد و شروع به بوسیدن لب های قلوه ای جیمین شد یه جیمین عقبش داد و گفت
× آیی یونگی الان یکی بیاد ببینه چی
÷ فک کردی برام مهمه جوجو کوچولو
× یونگ-
حرف جیمین با حس دندون های نیش یونگی روی گردنش قطع شد و و درد غیر قابل توصیفی رو حس کرد
× آح یو یونگی
یونگی دستش رو داخل موهای پسر فرو برد و با دسته دیگش کمرش و نوازش میکرد بعد ۰ند مین جدا شد و به شاهکارش روب گردن جیمین خیره شد و جیمین هم ساکت نموند و موهای یونگی رو کشید
÷ آییی جوجه ای چه کاریهههه
× مین بونگی خفه شو فقط بدون هیچ خبری مارکم کردیییییی
یونگی دستای جیمین رو آروش از موهاش جدا کرد و بوسه ای رو لبش گذاشت گفت
÷ جوجه الان دیگه مال منی و کسی که هم جرعت زر زدن نداره
× مین یونگ-
حرف جیمین برای بار دوم با حس زبون یونگی دو مارکش نصفه موند
× آیی آیی قلط کردممم
÷ حیح جوجه
× مین یونکی من چیتم
÷ اح میخوای دوباره خجالت بکشی و فرار کنی
× بگوووو
÷ تو برام مثل اقانوسی هستی که داخلش غرق شدم مین جیمین
جیمین مثل لبو شد و سریع پا به فرار گذاشت
که یونگی گرفتش و ادن چسبوند به خودش
÷ دیدی گفتم
یونگی به سر پایین جیمین نگاه کرد و گفت
÷ سرتو بیار بالا وگرنه همین یه لقمه میکنمت
× باشش
÷ حالا هم بخواب برات چایی بیارم به مارکتم دست نزن جوجم
.......................
قاصدکام الان داخل عادت ماهانممم ببهشید بابت پارت نذاشتن حالم بدهههه سیع میکنم هروز یه پارت بزارم 😭😭😭
کمنتا خیلی بی رحمین خب یکم کامنت و بیشتر کنین چی میشه مگه 😭😭😭
𝑷𝒂𝒓𝒕.³⁰ .
.
؟ لعنتی نتونستی بکشیش
¿نه رئییس گرفتنم
؟ لعنتی
یه مشت کوبوند تو صورت مرد جلوییش و دوباره دوباره براش لذت بخش بود و گفت
؟ الان من بخدا تویه عوضی چی جواب هو بدم هااا
¿رر..رئیس
؟ خفه شو تهیونگ و باید هرجور که شده بدزدیم فهمیدی ؟
¿ بله خانوم
.
.
.
جیمین داخل اتاق نشسته بود و داشت اکسپلور گردی میکرد که یهو یونگی وارد شد و جیمین هم شک زده بهش خیره شد بعد از اون رویه پسر خیمه زد و شروع به بوسیدن لب های قلوه ای جیمین شد یه جیمین عقبش داد و گفت
× آیی یونگی الان یکی بیاد ببینه چی
÷ فک کردی برام مهمه جوجو کوچولو
× یونگ-
حرف جیمین با حس دندون های نیش یونگی روی گردنش قطع شد و و درد غیر قابل توصیفی رو حس کرد
× آح یو یونگی
یونگی دستش رو داخل موهای پسر فرو برد و با دسته دیگش کمرش و نوازش میکرد بعد ۰ند مین جدا شد و به شاهکارش روب گردن جیمین خیره شد و جیمین هم ساکت نموند و موهای یونگی رو کشید
÷ آییی جوجه ای چه کاریهههه
× مین بونگی خفه شو فقط بدون هیچ خبری مارکم کردیییییی
یونگی دستای جیمین رو آروش از موهاش جدا کرد و بوسه ای رو لبش گذاشت گفت
÷ جوجه الان دیگه مال منی و کسی که هم جرعت زر زدن نداره
× مین یونگ-
حرف جیمین برای بار دوم با حس زبون یونگی دو مارکش نصفه موند
× آیی آیی قلط کردممم
÷ حیح جوجه
× مین یونکی من چیتم
÷ اح میخوای دوباره خجالت بکشی و فرار کنی
× بگوووو
÷ تو برام مثل اقانوسی هستی که داخلش غرق شدم مین جیمین
جیمین مثل لبو شد و سریع پا به فرار گذاشت
که یونگی گرفتش و ادن چسبوند به خودش
÷ دیدی گفتم
یونگی به سر پایین جیمین نگاه کرد و گفت
÷ سرتو بیار بالا وگرنه همین یه لقمه میکنمت
× باشش
÷ حالا هم بخواب برات چایی بیارم به مارکتم دست نزن جوجم
.......................
قاصدکام الان داخل عادت ماهانممم ببهشید بابت پارت نذاشتن حالم بدهههه سیع میکنم هروز یه پارت بزارم 😭😭😭
کمنتا خیلی بی رحمین خب یکم کامنت و بیشتر کنین چی میشه مگه 😭😭😭
- ۵۳۲
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط