{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرش زمانی به یکسال بعد

پرش زمانی به یکسال بعد
ساعت ۶ پرواز داشتن بلاخره میان نمیدونم چطوری قراره باهاشون روبه رو بشم برای همین از صبح رفتم شرکت الانم ساعت ۷ دارم میرم باشگاه
۵۰ دقیقه بعد
داشتم رو تردمیل میدویدم که گوشیم زنگ خورد مامانم بود
م ت.سلام تهیان خوبی مادر؟
تهیان.سلام ماما خوبم کارم داری؟
م ت.بابات اینا چند دقیقه ای هست رسیدن بیا خونه
تهیان.معلوم نیست بیام مامان الانم باشگاهم
م ت.اگر تا نیم ساعت دیگه خونه نباشی من میدونم و تو
تهیان.مامااااااان
م ت.جونگکوک منتظرته
تهیان.به درک بگو منتظرم نباشه
م ت.مودب باش چیزی نمیدونه
تهیان.ایشش خدافظ
م ت.منتظرتم
گوشیو قط کردم یکم ورزش کردم و رفتم سوار ماشین شدم
بعد از چند دقیقه رسیدم درو باز کردم و رفتم داخل همه نشسته بودن
مرد جذاب یکی دیگه حتما خیلی باهم خوبن چقدر تغیر کرده هوف

از بیان جونگکوک
در باز شد تهیان اومد داخل وایییی چقدر خوشگل شده موهاش و رنگ کرده خیلی بهش میاد اومد انتظار داشتم اول بیاد بغل من ولی همرو بغل کرد بعد نشست حتی به من نگاه هم نکرد یعنی چی؟
کوک.عزیزم خوبی؟
هاوین.هیش
کوک.میشه بگین چه خبره؟
همون لحظه تهیان رفت بالا هاوین و ته هم دنبالش رفتن
م ت.دخترم و راحت بذار
م ک.اسمون بیاد رو زمینم نمی‌ذارم نزدکش بشی پسره خیر سر
کوک.چه خبره(صدای بلند)
م ک.خودت و نزن به نفهمی بر گمشو بالا ببین چشه
کوک.محض رضای فاک
رفتم بالا تو اتاق تهیان درو باز کردم تو بغل ته بود و گریه میکرد
هاوین.بیا اینجا ببینم کوک یادته گفتم اگر این دختره یه قطره اشک بخاطر تو بریزه هیچ وقت نمیبخشمت؟ حالا از روزی که شما رفتین یه چشش اشک و یه چشش خونه پسره......لیاقت تهیان و نداری برو با همون دختره میشه ملکه قلبم بشی؟گگگگ (اداشو درآورد)بخدا نمیبخشمت کوک بخدا نمیبخشمت برو با ملکه قلبت(بغض)
همین طوری هاج و واج نگاش می‌کردم این چی میگه کدوم دختر؟
کوک.هاوین چی میگی؟
یهو دوتا عکس انداخت روم گرفتمش و نگاش کردم
کوک.(پورخند)برین بیرون(هاوین و ته)اونا هم رفتن بیرون
رفتم کنارش روی تخت نشستم و صورتم و به صورتش نزدیک کردم
کوک.اینقدر به من بی اعتماد شدی که اینارو باور میکنی؟چرا اینقدر لاغر شدی؟ زندگیم ببین با خودت چیکار کردی نفسم اینا واقعیت نداره عزیزم بعد از یکسال انتظار همچین چیزیو نداشتم دلم برای بغل کردنت و بوس هات تنگ شده
تهیان.داغونم کردی بی لیاقت(بغض)دیگه تمام شد
کوک.اینا من نیستم عسلم
تهیان.برو فیلم تو لپتاپ و ببین
رفتم دوتا فیلم بود نگاشون کردم خوب آخه اینا الکیه نگاش کن این دختره جیسوهع بعد سه سال برگشته زندش نمی‌ذارم دختره هرزه
کوک.تهیان به مرگ من الکیه فتوشاپ
تهیان.نمیتونم باور کنم
دیدگاه ها (۹)

رمان : قلب در تاریکی

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

پارت۲

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط