{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم
امشب اندازه ی یک عمر شکایت دارم

گرچه از جنس کویر است نگاهم اما
مثل ابری که دلش تنگ شده می بارم

آنچنانم که فقط حال مرا می فهمد
ناله ی ناخوش ِ افسرده و زار ِ تارم

حال ِ من حال ِ خوشی نیست ، دلم می لرزد
وای بر حال ِ من و حال ِ دل ِ بیمارم

ناگهان رفتی و دیوار به دیوارم ریخت
باز بر شانه ی بی جانِ خودم آوارم

بی تو این ثانیه ها می گذرد اما سخت
بی تو شب های زیادی ست که من بیدارم

کاش بودی و کمی حال مرا می دیدی
کاش بودی که سر از دامن غم بردارم

بارها خواسته ام سوی تو پرواز کنم
آه .. هر بار می افتد گِرهی در کارم
دیدگاه ها (۲)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط