{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما اصالت خودمان را پای رابطههایی ریختیم که آدمهایش حا

ما اصالتِ خودمان را پای رابطه‌هایی ریختیم که آدم‌هایش، حافظه‌شان را روی “پاک کردنِ خودکار” تنظیم کرده بودند. ما باران شدیم و باریدیم، بی‌آنکه بدانیم زمینِ مقابلِ ما، شوره‌زاری است که هیچ مهربانی‌ای در آن ریشه نمی‌دواند. دردناک‌ترین قسمتِ ماجرا این نیست که خوبی‌هایمان دیده نشد؛ دردناک آنجاست که ما برای اثباتِ انسانیت، تکه‌هایی از روحِ خودمان را کَندیم و به کسانی بخشیدیم که امروز، حتی چهره‌ی ما در خاطرشان تار و مبهم است. ما خوب ماندیم، اما تاوانِ این خوبی، پیر شدنِ قلب‌هایمان بود.
دیدگاه ها (۳)

آدمی گاهی شبیه درختی می‌شود که صاعقه به جانش افتاده؛ از بیرو...

گاه چنان به ابدیتِ این پیوند ایمان داشتیم که گویی قانونِ نان...

تکه‌های پراکنده یک روانِ خسته را می‌شود با زمان و صبوری به ه...

در غوغای این جهانِ پرهیاهو، داشتنِ خلوتی دنج که تنها به اندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط