{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدمی گاهی شبیه درختی میشود که صاعقه به جانش افتاده از ب

آدمی گاهی شبیه درختی می‌شود که صاعقه به جانش افتاده؛ از بیرون هنوز سبز و پابرجاست، اما از درون ذره‌ذره خاکستر می‌شود. چه کسی می‌داند پشتِ یک نگاهِ آرام و خنده‌های معمولیِ بعضی آدم‌ها، چه آتشی زبانه می‌کشد؟ سخت‌ترین کار دنیا همین است؛ اینکه درونِ یک انسان کوره‌ای از رنج روشن باشد، اما ناچار باشد با چهره‌ای خنک و بی‌تفاوت به دنیا نگاه کند. چنین آدم‌هایی هر شب در آغوشِ شعله‌های دردِ خود می‌سوزند و فردا صبح، دوباره از میان خاکسترشان برمی‌خیزند تا فقط “ادامه دهند.
دیدگاه ها (۲)

گاه چنان به ابدیتِ این پیوند ایمان داشتیم که گویی قانونِ نان...

زندگی، کاروانسرایی است پرآشوب، که هر کس در آن گامی می‌نهد تا...

ما اصالتِ خودمان را پای رابطه‌هایی ریختیم که آدم‌هایش، حافظه...

تکه‌های پراکنده یک روانِ خسته را می‌شود با زمان و صبوری به ه...

امروز به جایی شلیک کردن که پنج کیلومتر یا کمتر از من فاصله د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط