دکترم تا نبض من را بین دستانش گرفت
دکترم تا نبض من را بین دستانش گرفت
با تعجب ناگهان لب را به دندانش گرفت
گفت:گویی عاشقی و درد هجران دیده ای
گفتم آری ، دیدم او حال پریشانش گرفت
با تعجب ناگهان لب را به دندانش گرفت
گفت:گویی عاشقی و درد هجران دیده ای
گفتم آری ، دیدم او حال پریشانش گرفت
- ۳۵۹
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط