𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛
𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛
𝙿𝚊𝚛𝚝 : ¹
وارد رینگ شد و در مرکز زمین رو به روی حریفش ایستاد ؛ نفس عمیقی کشید و گارد گرفت.
دینگ دینگ دینگ دینگ
زنگ به صدا درآمد و مسابقه شروع شد ، به سمت حریف حمله کرد و اولین ضربه رو به صورت حریف زد و گوشه لبش کمی خونی شد . خواست ضربه ی بعدی رو بزنه ولی حریف جاخالی داد و سریع پشت جونگکوک رفت و ضربه محکمی به کمرش زد و باعث شد جونگکوک روی زمین بیوفته . ولی جونگکوک به این راحتی تسلیم نمیشه ، از روی زمین بلند شد و به سمت حریف حمله کرد و زیر ضربه های قوی و محکم گرفتش و برنده راند اول شد . از رینگ خارج شد و کمی آب نوشید و به حریف نگاه کرد که آن طرف زمین با صورت خونی و چهره ای خسته ولو شده بود . مدت کوتاهی گذشت و راند دوم شروع شد
دینگ دینگ دینگ دینگ
نفس عمیقی کشید و حمله کرد ، حریف که هنوز از راند قبلی زخمی و خسته بود و حالا شکست دادنش راحت بود . ضربه ای به شکم حریف زد و باعث شد کمی به عقب تلو تلو بخوره ، از فرصت استفاده کرد و ضربه دیگری به فکش زد و حریف روی زمین افتاد ، دیگه جونی توی تنش نمونده بود و توانایی بلند شدن نداشت و جونگکوک برنده شد . پوزخندی زد و از روی رینگ پایین آمد ، عرق از سر و صورتش پایین میچکید و بدنش برق میزد ( فک کنین یه مسابقه ی خیلی سخت داشته دیگه من از بوکس هیچی نمیدونم واقعا برا همین نتونستم اونجوری که میخوام مسابقه رو ادامه بدم ) حوله ای برداشت و عرق هایش را پاک کرد و به سمت اتاق رختکن حرکت کرد فارق از مافیایی که در تمام طول مسابقه با دقت بهش خیره شده بود تمام حرکاتش را زیر نظر داشت اما بیشتر از حرکات و تکنیک هاش خودش رو زیر نظر گرفته بود .
....ادامه دارد
𝚕𝚒𝚔𝚎 : ⁶⁰
𝚌𝚘𝚖𝚖𝚎𝚗𝚝 : ⁵⁵
ببخشید اگه بد شد
𝙿𝚊𝚛𝚝 : ¹
وارد رینگ شد و در مرکز زمین رو به روی حریفش ایستاد ؛ نفس عمیقی کشید و گارد گرفت.
دینگ دینگ دینگ دینگ
زنگ به صدا درآمد و مسابقه شروع شد ، به سمت حریف حمله کرد و اولین ضربه رو به صورت حریف زد و گوشه لبش کمی خونی شد . خواست ضربه ی بعدی رو بزنه ولی حریف جاخالی داد و سریع پشت جونگکوک رفت و ضربه محکمی به کمرش زد و باعث شد جونگکوک روی زمین بیوفته . ولی جونگکوک به این راحتی تسلیم نمیشه ، از روی زمین بلند شد و به سمت حریف حمله کرد و زیر ضربه های قوی و محکم گرفتش و برنده راند اول شد . از رینگ خارج شد و کمی آب نوشید و به حریف نگاه کرد که آن طرف زمین با صورت خونی و چهره ای خسته ولو شده بود . مدت کوتاهی گذشت و راند دوم شروع شد
دینگ دینگ دینگ دینگ
نفس عمیقی کشید و حمله کرد ، حریف که هنوز از راند قبلی زخمی و خسته بود و حالا شکست دادنش راحت بود . ضربه ای به شکم حریف زد و باعث شد کمی به عقب تلو تلو بخوره ، از فرصت استفاده کرد و ضربه دیگری به فکش زد و حریف روی زمین افتاد ، دیگه جونی توی تنش نمونده بود و توانایی بلند شدن نداشت و جونگکوک برنده شد . پوزخندی زد و از روی رینگ پایین آمد ، عرق از سر و صورتش پایین میچکید و بدنش برق میزد ( فک کنین یه مسابقه ی خیلی سخت داشته دیگه من از بوکس هیچی نمیدونم واقعا برا همین نتونستم اونجوری که میخوام مسابقه رو ادامه بدم ) حوله ای برداشت و عرق هایش را پاک کرد و به سمت اتاق رختکن حرکت کرد فارق از مافیایی که در تمام طول مسابقه با دقت بهش خیره شده بود تمام حرکاتش را زیر نظر داشت اما بیشتر از حرکات و تکنیک هاش خودش رو زیر نظر گرفته بود .
....ادامه دارد
𝚕𝚒𝚔𝚎 : ⁶⁰
𝚌𝚘𝚖𝚖𝚎𝚗𝚝 : ⁵⁵
ببخشید اگه بد شد
- ۳.۹k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط