{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، د

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت "تنهایی" غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد
دیدگاه ها (۵)

ه سلامتی کسی که تادیروز فکرمیکردم همه کسمه ومن همه کسشم وامر...

افکار عاشقانه ام را جمع که میکنم دسته گلی می شود شبیه تـــو...

اگر کسی رو خیلی دوست داری امتحانش نکن که ببینی اون چقدر دوست...

من خوبم ، من آرامم ، من قول داده ام ، فقط کمی بی حوصله ام ، ...

پارت سوم..... :)

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

dark life = 17

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط