{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح رفتم الکتریکی گفتم زنگ خونمون خرابه لطفا درستش کنید…

صبح رفتم الکتریکی گفتم زنگ خونمون خرابه لطفا درستش کنید… گفت ظهر میام. ظهر هرچی صبر کردم نیومد. آخر سر زنگ زدم بهش، گفتم چرا نیومدی؟ گفت اومدم زنگ زدم ولی کسی خونه نبود!!! اصن یه وضعی
دیدگاه ها (۴)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part79سعید:ایی بابا اره دیگه نه پسباورم نمیشد...

ارباب خشن من ۲۰

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط