{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی را دوست می دارم …

یکی را دوست می دارم …
یکی را دوست می دارم ولی افسوس
او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس
او هرگزنگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست می دارم
ولی او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
دیدگاه ها (۴)

می دانی . . . . ؟!پشت این بغض سنگین ،بیدی است که خیال میکرد ...

خورشید منبا تو پرواز را یاد گرفتماوج گرفتن رامن با تو به آسم...

وقتی دلت با خداست:بگذار هر کس میخواهد دلت را بشکند،وقتی توکل...

فقط چند لحظه کنارم بشین یه رویای کوتاه تنها همین ته ارزوهای...

یه حرفی باهاتون داشتم

شاید #وداع همین باشد؛ اینکه همه دستشان را برای آخرین بار روی...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖بعد از کافهمانیا و جیمین تصمیم گرفتن یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط