{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیف نون میره مسجد میبینه,پیش نمازنشسته داره سرنمازگریه می

حیف نون میره مسجد میبینه,پیش نمازنشسته داره سرنمازگریه میکنه,دستشومیزاره روشونش میگه:حاجی راستشوبگوخداطوریش شده?!
دیدگاه ها (۱۱)

به گل مراد میگن یکی از خیابونای چین رو نام ببر میگه:خیابان ش...

دختره تعریف میکرد یه بار یه خواستگار اومد منم کلاس گذاشتم گف...

دختره به فروشنده میگفت 3تا مغازه بالایی همین کفشو 30تومن ارز...

یروزی حیف نون می‌ره دکتر می‌پرسه چه. حیف نون میگه آقا دکتر...

خب به سلامتی فقط میره هی از اول داره اعصابمو خورده میکنه چرا...

سریال پسر روان سنج

داستان

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

لیدی ها بزارید یه سمی براتون تعریف کنم

داستان

داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط