{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب خشن

#ارباب خشن🥂
part¹⁴

ک در اتاق باز شد و دیدم تهیونگ اومد تو:/ خیلی شیک و مجلسی داشت نگامون میکرد ک گفتم تهیونگ وسط عملیات منو ا.ت میای اتاقو نمیری؟؟؟
تهیونگ: کوک میکشمت.
کوک: ببند درو
تهیونگ: نمیبندم
.....
د.یکمو از ا.ت در اوردم و رفتم پیش تهیونگ گفتم دلت کتک میخواد؟!
تهیونگ: هاهاهاها
کوک: بزنمت؟!
تهیونگ: بیا اگر میتونی بزن:»
کوک: دلم نمیاد کککحححححح
تهیونگ: هاهاهاهاها
کوک:ا.ت لباست هات رو بپوش بعدا به کارم ادامه میدم
.....
ویو لیا:
ای بابا نمیدونم چیکار کنم.! ا.ت قراره بمیـ...ره ولی هیچ خبری نداره؛
قلبم داره وایمیسته.... اگر اتفاقی واسه ا.ت بیوفته هیچچچچچچ وقت خودمو نمیبخشم. بسه دیگه از این زندگی متنفرم!
...
کوک: لیا ی دیقه بیا اینجا
لیا: چی؟
کوک: کر شدی؟ دارم میگم بیا اینجا کارت دارم خببب
لیا: اممم باشه.
کوک: زودتر.
لیا: 😐
کوک: خو خب بگو ببینم چی تو سرته؟ فکر کردی من خرم؟!
لیا: چی؟ چیشده اصن
کوک: جواب بده!!!! چی تو سرته؟!
لیا: ینی چییی نمیفهمم چی میگی
کوک: نمیفهمی چی میگم؟!
لیا: اممم خب نه..
کوک: ببین چیکار کنم وایسا!
......
ویو ا.ت: چشمام سیاهی رفت و دیدم کوک با چاقو داره منو......
دیدگاه ها (۱۲)

#ارباب خشن🥂part¹⁵ویو ا.ت: چشمام سیاهی رفت و دیدم کوک با چا،ق...

#ارباب خشن🥂part¹⁶نمیدونستم چیکار کنم ک گفتم حتما ا.ت رو دیگه...

#ارباب خشن🥂part¹²تا اومدم بهش بگم اره مطمئنم ک کوک اومد سمتم...

۵۰۰ تایی شدنمون مبارک🌙💜مرسی از اینکه تا اینجا پیشمون موندین😘...

Part 3

طراح عشق

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط