ما شعله های سرکش اندوه بودیم
ما شعله های سرکش اندوه بودیم
آدم به آدم می رسد ما کوه بودیم
گشتم تمام خانه ها را در ندیدم
زندانی از وابستگی بدتر ندیدم
پایان این دیوانگی ها ناگوار است
چیزی که جاماند از تو در من انتظار است
ابریم و غیر از گریه ی پنهان نداریم
حرفی برای هم به جز باران نداریم
رفتی خیابان زیر پای شهر گم شد
تصویر تو در سایه های شهر گم شد
این شهر شیرین های شیرین کار دارد
فرهادهای کوه کن بسیار دارد
اما یکی مجنون شهرآشوب من نیست
این چهره های کاغذی محبوب من نیست
ای هم قطارِ آخرین رویا کجایی؟
ای بی تو من گردیده ام حیران کجایی؟
آدم به آدم می رسد ما کوه بودیم
گشتم تمام خانه ها را در ندیدم
زندانی از وابستگی بدتر ندیدم
پایان این دیوانگی ها ناگوار است
چیزی که جاماند از تو در من انتظار است
ابریم و غیر از گریه ی پنهان نداریم
حرفی برای هم به جز باران نداریم
رفتی خیابان زیر پای شهر گم شد
تصویر تو در سایه های شهر گم شد
این شهر شیرین های شیرین کار دارد
فرهادهای کوه کن بسیار دارد
اما یکی مجنون شهرآشوب من نیست
این چهره های کاغذی محبوب من نیست
ای هم قطارِ آخرین رویا کجایی؟
ای بی تو من گردیده ام حیران کجایی؟
- ۵.۱k
- ۳۰ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط