{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

{مافیای من}
{پارت ۷}
بلنشدم ببینم چی شده چی کارم داره که یهو اومد جلو و چسبوندم رو دیوار و گفت
÷یه جورایی خوشم ازت میاد میدونی
چی از من
÷ آره خودت
چرا
÷ دیگه اونشو خودم میدونم
بعد لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد به مکیدن خیلی خیلی تعجب کردم این مگه نمی‌خواست منو کوک رو بزنه چی شد په دیدم لباشو ورداشت و
÷ چرا هم کاری نمیکنی
باید هم کاری کنم
÷ آره اجباره
بعد دوباره شروع کرد و منم دیگه مجبور بودم و هم کاری کردم
ویو یونگی
وقتی کارم تموم شد گرفتمش بغل چقدر بوی خوبی میداد میداد گذاشتمش رو تخت و دوباره شروع کردم به مکیدن لباش خیلی مزه خوبی میداد فکر میکردم دارم آب نبات میخورم وقتی تموم شد پتو رو رو پهن کردم رو خودمون
.....
ادامه دارد
بچه ها بقیش فردا شبتون بخیر ببخشید کم شد
دیدگاه ها (۶)

{مافیای من}{پارت ۸}پتو رو انداختم رو خودم و خودش بعد طوری بغ...

{مافیای من}{پارت ۹}بعد یه بوس آبدار از لبام کرد و بعد اینکه ...

{مافیای من}{پارت ۶}ویو تهیونگ # بعد کلی حرف زدن با یونگی بلن...

{مافیای من}{پارت ۵}با یه قیافه ی سرد و بی احساس اومد تو و گف...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم +وقتی اونا دور شدن منم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط