{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و چه قدر خسته ام از «چرا؟»

و چه قدر خسته ام از «چرا؟»
از «چه گونه!»
خسته ام از سؤال های سخت
پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا... دلم تنگ می شود گاهی،
برای یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه «روز» تعطیلی در زمستان
چهار «خنده ی» بلند
و پنج «انگشت» دوست داشتنی!
دیدگاه ها (۵)

#امید نام دیگر خودش است "همان لحظه هایی که از آسمان آرزو ها...

خدایا شگرت

برایت رویاهایی آرزو می کنم تمام نشدنی و آرزوهایی پر شورکه از...

ریشه ام در بهار است وبرگ هایم در پاییزنه سبز میشومنه زرداین ...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 33/___الیویا با لبخند، ...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۳۴جیمین با پیاده شدن از ماشین به آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط