{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا حالا اَز خودِت پُرسیدے

تا حالا اَز خودِت پُرسیدے
چِراهَمیشِه
سَرِش دَردمیکُنِه؟
چِرا هَمیشِه
آستینِ لِباساشو تا نُکِ
اَنگُش تاش میکِشِه پایین؟
تا حالا فِکر کَردے چِرا
یِهو بِه ےگوشِه خیرِه میشِه؟
چِرا تَرجیح میدِه
هَمَش خونِه بِمونِه!
چِرا سَرِش هَمیشِه تو گوشےِ!
تا حالا سَعی کَردے
بِفَهمی چِرا؟؟؟؟
لَبخَنداےِ کَج و کولِه میزَنِه؟
تا حالا شُدِه
وَقتے دارے
بِه خَندَش نِگاه میکُنے
بِه چِشاشَم نِگاه کُنے
و بِبینے همَخونے
نَدارَن باهَم؟!
تا حالا شُدِه
بیشتَر اَز ےبار
اَزَش بِپُرسے چِشِه؟
اَلَکے!!!!!
اِسمِ خودِتونو نَذارین
"خواهَر"،
"دوست"،
"رِفیق"،
"عِشق"
دیدگاه ها (۱۱)

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

پارت ۱۳ #پشت غرورتلیام هنوز عکس رو توی دستش گرفته بود.اِما آ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۴ | حقیقتِ عکسسوا عکس را دوباره نگاه ک...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۰: «راز...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط