{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت خیمه گاهم بود و نیست

چشمهایت خیمه گاهم بود و نیست
بازوانت تکیه گاهم بود و نیست
 
دل به درگاه  تو روی آورده بود
عشق تو پشت و پناهم بود و نیست
 
خاک پایت سرمه ی چشمان من
چشم تو سوی نگاهم بود و نیست
 
کوچه گرد شام غم بود این دلم
روی تو مهتابِ ماهم بود و نیست
 
برق چشمانت شرر می زد به دل
شمع شب های سیاهم بود و نیست
 
لا ابالی بودم و مسحور عشق
مستی ام تنها گناهم بود و نیست
 
باز گرد ای ماه پنهان در خسوف
سایه ای دیده به راهم بود و نیست🌷
 
زهره طغیانی🌷

#تصاویر_جذاب_دنی_زلزله😉😍 #جذاب
دیدگاه ها (۲)

به پاکی برفبه عظمت کوهبه لطافت اندوهبه جلال ابربه سرود بادبه...

زیر و بم هاپیچ و خم هاکوچه های دوستی را می شناسم من نقاب چهر...

بوی شکوفه‌های گیلاس انبه‌های طلاییخاک باران خورده و بوی تن ت...

#عکس_نوشته #فقط_حیدر_امیرالمومنین_است

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت 14 ویو نویسده : بعد از اینکه لارا خو...

عشق در دنده آخرپارت : ۲۵ صبح روز بعد، ساختمان مرکزی JK Motor...

(سایه های خونی) part ۸/***الیویا: لحظه ای نوری چشام های آسمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط