{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★بخوانیدخیلی قشنگه وبا معنی★

★بخوانیدخیلی قشنگه وبا معنی★

مرد فقيرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت و او آنرا به يکى از بقالى هاي شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دايره هاي يک کيلويى مى ساخت. مرد آنرا به يکى از بقالى هاي شهر مى فروخت و در مقابل مايحتاج خانه را مى خريد. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصميم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره 900 گرم بود. او از مرد فقير عصبانى شد و روز بعد به مرد فقير گفت: ديگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان يک کيلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن 900 گرم است. مرد فقير ناراحت شد و سرش را پايين انداخت و گفت: ما ترازو داريم ولی سنگ برای وزن نداریم بنابراين يک کيلو شکر از شما خريديم و آن يک کيلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار داديم . مرد بقال از شرمندگي نميدانست چه بگويد ... يقين داشته باش که: به اندازه خودت براي تو اندازه گرفته مي شود...
اين يعني از هر دست بدهي از همان دست ميگيري،،...صلوات
دیدگاه ها (۴)

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

قایقی خواهم ساخت ..

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

💠 حضرت آیت الله العظمی امام صادق صدیق صلوات الله علیه :برای ...

📚 احکام زکات (بخش دوم) 💠 شرایط تعلق زکات به غلات (گندم، جو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

رمان سایه‌های ممنوعه پارت9به تهیونگ و جونگ‌کوک کرد. تهیونگ ه...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط