{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی :

گفتی :
" دل قشنگی داری "
دلم را از سینه بیرون آوردم و برایت پست کردم
گفتی :
" دلت هنوز به دستم نرسیده است "
دانستم که پستچی آن را
در کوچه پرسه ها گم کرده است
چه بخت نامیمونی دارم من
اکنون
من بی دل
و تو در انتظار
قشنگم
چیز دیگری نمی خواهی برایت
پست کنم ؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدمآمدی با جان و دل سر گرم بازا...

اگر می شد برایت می نوشتم روزهایم راو سهم چشم هایم را،سکوتم ر...

من بودم ودل بود و تو و کلبه خرابی شمعی و قلم بود و دو پیمانه...

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۱۴نیمه های شب، جایی که فقط نور نقره ای و ضعیف ستاره ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط