part
part.5.
داشتم می خواندم که بی صدا دوتا دونه اشک از چشمام داشت می ریخت همه ی خاطراتی که با سه یون داشتم اومد جلوی چشمام
& همه ی دخترا داشتن بی صدا گریه میکردن به جی یون نگاه می کردم که چجوری اشکاش سرازیر میشد رفتم ببینم چی می خونن مقاله را که دیدم باورم نمی شد . کی همچین کاری کرده پایینشو که تهیونگ دید گفت.. این همون پسر مدیره حتما بخاطر انتقام دیشبه ..یهویی فهمیدم که سه هو حرفامونو شنید گفت.. با دستای خودم میکشمش.. پاشد رفت جی یون که شنید پاید گفت+.. دیوانه شدی.. اونم رفت.سه جو هم از اتاق اومد بیرون گفت ..پسرا بدو الان دعوا میشه .. رفتیم همزمان با جی یون به سه هو رسیدم .
سه هو –جی یون +
+بسه دیگه
-جی یون دیونه شدی یادت رفت سر این موضوع جه بلایی سر خودت اوردی
+من هر کاری کرده باشم الان این راهش نیست
-اخه چطور می تونن هم چینین چیزی به توبگن که حتی شنیدن اسمش اذیتت
+بس کن
-چیرو دوباره میخوای ببخشیشون
+چی
-جی یون منظور من.....
+ پارک سه هو شی تا جایی که من یادم میاد اولین کسایی که اون حرفا رو به من زد تو و سه اوو جون و کیم سه جو بودن اها پس فک کنم نباید تو و سه جو رو می بخشیدم خیلی ازیت میشین مگه نه البته اشکال نداره من همیشه اد نزدیک ترین افراد زندگیم زربه خوردم می دونین دیگه .اینا رو با اشک توی چشاش گفت اونجا بود که دلیل دعوا هاشو با اوو جون فهمیدم بعد رفت سه هو که هیچی حتی منم به چشاش نگاه میکردم احساس گناه میکردم یعنی اون بچه چقدر سختی کشیده تا به انجا رسیده .رفتیم اتاق سه هو نگران بود وسه جو می گفت..تقسیر خودته وقتی جی یون میگه بسه یعنی داره خودشو نگه میداره.. بعد از ظهر قرار بود بریم جنگل برای عکس برداری وقتی سوار ماشین شدیم جی یون توی ماشین بود همه ساکت بودن بخاطر دعواشون دخترا جلوی ما نشستن اسم راننده جونگ گو وون بود الان اهنگ گزاشت که کلام ندشن که جی یون با صدای بهشتیش داشت
«این متن اهنگ
مهم نیست گذشتت وقتی الانتو دیدم مسیر جادرو همه بر عکس ما میرن
می مونم من پیشت واسه تو جون بخا میدم میبینم اون روزو مارو با دست نشون میدن
همه اخاقاتو گرفتم ممم جاته رو چشممممم رسیدیم جایی که من واسه قلبم وسیت نوشتممم
تو هم رفیق منی هم راه نجاتمم عشقم همه دلخوشیام برای تو غما تو بدش من
جونمی کنارمی موندنی من به تو بعد وابستم وقتی ازهمه خستم تو شونمی..
جز تو کسی نمیاد به چشم نه اصلا نمی خوام بجشم من تمع دوریت و بد و خوبی تو
دیدی من که هواتو داشتم دور کردی هرچی نا تو داشتم من اصل یادم نمیره شبایی که با تو داشتم»
اینو با چشمای اشکی خوند ولی گریه نکرد سه هو سه جو داشتن حرف می زدن منم گوش میکردم
داشتم می خواندم که بی صدا دوتا دونه اشک از چشمام داشت می ریخت همه ی خاطراتی که با سه یون داشتم اومد جلوی چشمام
& همه ی دخترا داشتن بی صدا گریه میکردن به جی یون نگاه می کردم که چجوری اشکاش سرازیر میشد رفتم ببینم چی می خونن مقاله را که دیدم باورم نمی شد . کی همچین کاری کرده پایینشو که تهیونگ دید گفت.. این همون پسر مدیره حتما بخاطر انتقام دیشبه ..یهویی فهمیدم که سه هو حرفامونو شنید گفت.. با دستای خودم میکشمش.. پاشد رفت جی یون که شنید پاید گفت+.. دیوانه شدی.. اونم رفت.سه جو هم از اتاق اومد بیرون گفت ..پسرا بدو الان دعوا میشه .. رفتیم همزمان با جی یون به سه هو رسیدم .
سه هو –جی یون +
+بسه دیگه
-جی یون دیونه شدی یادت رفت سر این موضوع جه بلایی سر خودت اوردی
+من هر کاری کرده باشم الان این راهش نیست
-اخه چطور می تونن هم چینین چیزی به توبگن که حتی شنیدن اسمش اذیتت
+بس کن
-چیرو دوباره میخوای ببخشیشون
+چی
-جی یون منظور من.....
+ پارک سه هو شی تا جایی که من یادم میاد اولین کسایی که اون حرفا رو به من زد تو و سه اوو جون و کیم سه جو بودن اها پس فک کنم نباید تو و سه جو رو می بخشیدم خیلی ازیت میشین مگه نه البته اشکال نداره من همیشه اد نزدیک ترین افراد زندگیم زربه خوردم می دونین دیگه .اینا رو با اشک توی چشاش گفت اونجا بود که دلیل دعوا هاشو با اوو جون فهمیدم بعد رفت سه هو که هیچی حتی منم به چشاش نگاه میکردم احساس گناه میکردم یعنی اون بچه چقدر سختی کشیده تا به انجا رسیده .رفتیم اتاق سه هو نگران بود وسه جو می گفت..تقسیر خودته وقتی جی یون میگه بسه یعنی داره خودشو نگه میداره.. بعد از ظهر قرار بود بریم جنگل برای عکس برداری وقتی سوار ماشین شدیم جی یون توی ماشین بود همه ساکت بودن بخاطر دعواشون دخترا جلوی ما نشستن اسم راننده جونگ گو وون بود الان اهنگ گزاشت که کلام ندشن که جی یون با صدای بهشتیش داشت
«این متن اهنگ
مهم نیست گذشتت وقتی الانتو دیدم مسیر جادرو همه بر عکس ما میرن
می مونم من پیشت واسه تو جون بخا میدم میبینم اون روزو مارو با دست نشون میدن
همه اخاقاتو گرفتم ممم جاته رو چشممممم رسیدیم جایی که من واسه قلبم وسیت نوشتممم
تو هم رفیق منی هم راه نجاتمم عشقم همه دلخوشیام برای تو غما تو بدش من
جونمی کنارمی موندنی من به تو بعد وابستم وقتی ازهمه خستم تو شونمی..
جز تو کسی نمیاد به چشم نه اصلا نمی خوام بجشم من تمع دوریت و بد و خوبی تو
دیدی من که هواتو داشتم دور کردی هرچی نا تو داشتم من اصل یادم نمیره شبایی که با تو داشتم»
اینو با چشمای اشکی خوند ولی گریه نکرد سه هو سه جو داشتن حرف می زدن منم گوش میکردم
- ۸۷
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط