رمان فرفری من

رمان فرفری من
پارت دهم

جنی: من الان میگم سوجو بیاد شاید برای سوجو و رلش باشه که سفارش داده.
جنی رفت و سوجو را به اتاق خودش آورد و گفت:
سوجو:چته جنی؟
جنی: تو بسته سفارش دادی که داخلش دوتا انگشتر ست است؟
سوجو: نه من چیزی سفارش ندادم.
جنی حرف سوجو را قطع کرد و نگذاشت ادامه بدهد چ‌ون می‌دانست از دهن من بیرون بیاره که ماجرا چیه.
جنی به سوجو گفت:
برو بیرون باشه چیزی به مامان و بابا نگو.
سوجو: اگر مامان یا بابا یا سوهو چیزی گفتن چی بگم؟
جنی: بگو کارم داشت و حرف رو عوض کن.
سوجو: باشه
جنی و یونا تعجب کرده بودند و هیچ چیزی به هم نگفتند.مامان جنی در زد و گفت:
جنی و یونا چرا نمی آیید برون و چیزی بخورید؟
جنی و یو نا با هم گفتند:
چشم

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۰)

رمان فرفری من پارت یازدهمجنی و یونا رفتند و چیزی خوردند وقتی...

رمان فرفری منپارت دوازدهماستاد آمدو درسش را شروع کردو همین ط...

رمان فرفری منپارت نهمجنی: پس بهش بگو دیگه آنقدر به من نچسبه ...

رمان فرفری منپارت هشتمداشتم به یونا فکر میکردم که دستی نشست ...

my lovely bully {^-^} part 1

تکپارتی کوکاخرین ستاره🌠💔زمستون بود هوا سرد بود و فقط صدای با...

پارت ۱۴ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط