{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را تماشا می‌کنم

تو را تماشا می‌کنم
خورشید بزرگ می‌شود
و عنقریب روزمان را سرشار می‌سازد

بیدار شو
با قلب و سری رنگین
تا ادبار ِ شب زایل گردند

تو را تماشا می‌کنم
و همه چیز عریان می‌شود
بیرون بَلَم‌ها در آب‌های کم عمق می‌رانند
سخن کوتاه باید کرد:
دریای ِ بدون ِ عشق سرد است

جهان آغاز شده ست
موج ها گهواره‌ی آسمان را تکان می‌دهند
و تو در میان شمدهایت به خود تسلی می‌دهی
و خواب را به خویش می‌خوانی

بیدار شو
تا در پی‌ات روان گردم

من تنی دارم برای انتظار کشیدن‌ات،
تنی برای دنبال کردن‌ات
از دروازه‌ی سحر تا مَدخل ِ شب
تنی برای صرف‌‌‌ِ عمرم به مهر ورزیدن‌ات
و قلبی برای به خویش فراخواندن‌ات، به وقت ِ بیداری‌ات…
✍🏿پل الوار

ترجمه از غزل صحرایی
دیدگاه ها (۷)

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت می توا...

شیرها ادعا میکنند سلطان جنگلند!ببر را قوی ترین حیوان دنیا می...

نامی نمی پندارم این مراباشد که آوازی پر از فرسودگی باشددر یک...

🔴 دلگویه یک دختر بلوچ برای جناب مستطاب مولوی عبدالحمید🔹 جناب...

تکپارتیمامان ات : دختر دو دقیقه می تونی حرف نزنی من نفس راحت...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🍃🍀 ای خدای خوب و مه...

پارت ۲ : تصمیم سخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط