قلب تپنده پارت
قلب تپنده پارت ۱۹
از زبان ات
بلاخره جین و میا اومدن ولی جین لحظه ای که وارد شد سمتمون آب پرت کرد(ذهنتونو تمیز کنید)
+هوییی..داری چه غلطی موکونی
÷داداش وسط دعوات لحجه کلمه آخریه رو از کجات درآوردی
+تو خفه شو(از تو دی//کش )
-ته شنا بلده خفه نمیشه..(ات که نخود هر آشه)
÷بفرمااااا
-(سمت میا رفت)..سلام رفیق چطورییی
میا:چیه بی وفا تو که کلا منو فراموش کردی
+ات تو الان با اون ته همدستی؟
-نه کی گفته؟!؟..من همیشه طرف توعم
میا:واقعا همیشه طرف اونی؟
-اوهوم
=اجازه دارم بحرفم؟
-آره حتما
+نخیر
=کوک بیا دیگه دعوا نکنیم و دوست باشیم
+زرشک
-کوکککک..(با عصبانیت زل زدم)
+خیلی خب باشه فقط بخاطر ات می بخشمت
=میخام باهات مسابقه بدم
-وایسین وایسین چون قراره یه چیزی بگم بهتون(همه به ته نگاه کردن)
÷چیه...چرا همتون عین بُز زل زدین به من؟
×شاید چون بُزیم
+جیمین بنظرم ریدی
×ای وای ببخشید به خودمون توهین کردم(بچمتازهفهمید)
÷میخاستم بگم من و(دست میا رو کشید)میا رلیم
-مبارکهههه هوراااا
=واقعا میا؟
میا:بله داداشی
×من یکی که به تخمم..
-خیلی خب بیاید بشینیم
+واس چی؟
-میخام مافیا بازی کنیم
×هم نظریم ات..بزن قدش(زدن قدش)
-بلاخره یه بارم با من هم نظر شدی(ذوق)
+اهم اهم..(به ات چپ چپ نگاه میکنه)
÷من که هستم
میا و جین: اوکی مام هستیم
-خب بیاید دور هم جمع بشینیم
+مگه پهنم میشه نشست؟
-کوک دیدگاهتو..
+ادامش...(با حالت جدی و خشن)
-ادامش..اممم
+ادامش؟!؟..
×بسه دیگه ای بابا همش ادامش ادامش میکنین..ات نقش هامونو بهمون بده
-اوکی(کوک:مافیا جیمین:مافیا میا:دکتر جین:پدر خوانده ته: شهروند)
×از الان گفته باشم برینین به بازی میرینم بهتون...
-خیلی خب شروع
شب شده همه بخوابین..مافیا ها بیدار شن..خب یکی رو بُکُشین..کوک دستش رو طرف جین گرفت و جیمین هم موافق بود برای همین جین انتخاب شد...دکتر یکی رو نجات بده..میا جین رو انتخاب کرد و درست بود و تا ۱۵ مین بازیمون طول کشید و گروه شهروندان برنده شدن و بعدش
×به گوزم که مافیاها برنده نشدن من میرم قدم بزنم
=میخای باهات بیام؟
×اوکی
=اوکی(جیمین و جین رفتن)
از زبان ات
ته و میا که کنار دریا قدم میزدن و جین هم که با جیمین رفته بودن و منم روبروی دریا نشسته بودم رو ماسه ها که یکی با دوتا دستش جلوی چشمامو گرفت و در گوشم گف
+بنظرت من کی ام؟
-خب از صدای بهشتیت معلومه که کوکی
-کوک اومد کنارم نشست و منم سرمو گذاشتم روشونش
-میدونستی انقد خوشگلی که ماه جلوت کم میاره
+ببخشید خانوم کوچولو خط چشمی که میکشید چه رنگیه
-مشکی
+پس چرا چشات خط قرمز منه
-زرشککککک
+حرف خودمو به خودم پس نده و حس و حال رو خراب نکن
-باشی ددی
-اون لحظه کوک نزدیکم شد و لبم رو بوسید همینطور با ولع همدیگر رو میبوسیدیم که یهو ته داد زد
÷دیدین گفتم اونا تو رابطن دیدیییینننن
میا: اول اینکه فقط منو و تو توی اینجاییم فرد زیادی نیست که ببینن و دوم اینکه تو هیچوقت نگف(ته لباشو گذاشت روی لبای میا و حرف میا قطع شد)
از زبان جیمین
داشتیم با جین برمیگشتیم که کوک و ات و میا و ته رو درحال بوس دیدیم
×وای نه من چشمانم پاک هستن
=آره جون خودت
×خب راستش شاید پاک نباشن
=(خنده)
×شما نمیخواید بس کنید؟!؟
کوک و ته: باشه اوکی بس کردیم
=از اونجایی که خونه هممون دوره پس چطوره تو یه هتل همین نزدیکی ها بخوابیم
-آره فکر خوبیه
از زبان ات
-همه موافقت کردن و من و کوک تو هتل اتاقمون یکی بود. تو اتاق بودیم و کوک حموم بود و منم روی تخت دراز کشیده بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی از پشت بغلم کرد و فهمیدم کوک بود ولی بالاتنش لخت بود
-نمیخای لباس بپوشی؟
+نه
-خیلی خب باشه پس بخواب
+تو نمیخای بخوابی؟
-نه یکم دیگه میخوابم
+یا الان میخوابی یا هیچوقت
-...
..ادامه دارد...
شرط:۲۰ لایک ۷ بازنشر
از زبان ات
بلاخره جین و میا اومدن ولی جین لحظه ای که وارد شد سمتمون آب پرت کرد(ذهنتونو تمیز کنید)
+هوییی..داری چه غلطی موکونی
÷داداش وسط دعوات لحجه کلمه آخریه رو از کجات درآوردی
+تو خفه شو(از تو دی//کش )
-ته شنا بلده خفه نمیشه..(ات که نخود هر آشه)
÷بفرمااااا
-(سمت میا رفت)..سلام رفیق چطورییی
میا:چیه بی وفا تو که کلا منو فراموش کردی
+ات تو الان با اون ته همدستی؟
-نه کی گفته؟!؟..من همیشه طرف توعم
میا:واقعا همیشه طرف اونی؟
-اوهوم
=اجازه دارم بحرفم؟
-آره حتما
+نخیر
=کوک بیا دیگه دعوا نکنیم و دوست باشیم
+زرشک
-کوکککک..(با عصبانیت زل زدم)
+خیلی خب باشه فقط بخاطر ات می بخشمت
=میخام باهات مسابقه بدم
-وایسین وایسین چون قراره یه چیزی بگم بهتون(همه به ته نگاه کردن)
÷چیه...چرا همتون عین بُز زل زدین به من؟
×شاید چون بُزیم
+جیمین بنظرم ریدی
×ای وای ببخشید به خودمون توهین کردم(بچمتازهفهمید)
÷میخاستم بگم من و(دست میا رو کشید)میا رلیم
-مبارکهههه هوراااا
=واقعا میا؟
میا:بله داداشی
×من یکی که به تخمم..
-خیلی خب بیاید بشینیم
+واس چی؟
-میخام مافیا بازی کنیم
×هم نظریم ات..بزن قدش(زدن قدش)
-بلاخره یه بارم با من هم نظر شدی(ذوق)
+اهم اهم..(به ات چپ چپ نگاه میکنه)
÷من که هستم
میا و جین: اوکی مام هستیم
-خب بیاید دور هم جمع بشینیم
+مگه پهنم میشه نشست؟
-کوک دیدگاهتو..
+ادامش...(با حالت جدی و خشن)
-ادامش..اممم
+ادامش؟!؟..
×بسه دیگه ای بابا همش ادامش ادامش میکنین..ات نقش هامونو بهمون بده
-اوکی(کوک:مافیا جیمین:مافیا میا:دکتر جین:پدر خوانده ته: شهروند)
×از الان گفته باشم برینین به بازی میرینم بهتون...
-خیلی خب شروع
شب شده همه بخوابین..مافیا ها بیدار شن..خب یکی رو بُکُشین..کوک دستش رو طرف جین گرفت و جیمین هم موافق بود برای همین جین انتخاب شد...دکتر یکی رو نجات بده..میا جین رو انتخاب کرد و درست بود و تا ۱۵ مین بازیمون طول کشید و گروه شهروندان برنده شدن و بعدش
×به گوزم که مافیاها برنده نشدن من میرم قدم بزنم
=میخای باهات بیام؟
×اوکی
=اوکی(جیمین و جین رفتن)
از زبان ات
ته و میا که کنار دریا قدم میزدن و جین هم که با جیمین رفته بودن و منم روبروی دریا نشسته بودم رو ماسه ها که یکی با دوتا دستش جلوی چشمامو گرفت و در گوشم گف
+بنظرت من کی ام؟
-خب از صدای بهشتیت معلومه که کوکی
-کوک اومد کنارم نشست و منم سرمو گذاشتم روشونش
-میدونستی انقد خوشگلی که ماه جلوت کم میاره
+ببخشید خانوم کوچولو خط چشمی که میکشید چه رنگیه
-مشکی
+پس چرا چشات خط قرمز منه
-زرشککککک
+حرف خودمو به خودم پس نده و حس و حال رو خراب نکن
-باشی ددی
-اون لحظه کوک نزدیکم شد و لبم رو بوسید همینطور با ولع همدیگر رو میبوسیدیم که یهو ته داد زد
÷دیدین گفتم اونا تو رابطن دیدیییینننن
میا: اول اینکه فقط منو و تو توی اینجاییم فرد زیادی نیست که ببینن و دوم اینکه تو هیچوقت نگف(ته لباشو گذاشت روی لبای میا و حرف میا قطع شد)
از زبان جیمین
داشتیم با جین برمیگشتیم که کوک و ات و میا و ته رو درحال بوس دیدیم
×وای نه من چشمانم پاک هستن
=آره جون خودت
×خب راستش شاید پاک نباشن
=(خنده)
×شما نمیخواید بس کنید؟!؟
کوک و ته: باشه اوکی بس کردیم
=از اونجایی که خونه هممون دوره پس چطوره تو یه هتل همین نزدیکی ها بخوابیم
-آره فکر خوبیه
از زبان ات
-همه موافقت کردن و من و کوک تو هتل اتاقمون یکی بود. تو اتاق بودیم و کوک حموم بود و منم روی تخت دراز کشیده بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم که یکی از پشت بغلم کرد و فهمیدم کوک بود ولی بالاتنش لخت بود
-نمیخای لباس بپوشی؟
+نه
-خیلی خب باشه پس بخواب
+تو نمیخای بخوابی؟
-نه یکم دیگه میخوابم
+یا الان میخوابی یا هیچوقت
-...
..ادامه دارد...
شرط:۲۰ لایک ۷ بازنشر
- ۶.۸k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط