{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس ارامش:

حس ارامش:
من همان شاعرمستم که شبی باخت تورا
بادلی غمزده یک جرعه غزل ساخت تورا

تا تو نوشش بکنی وقت خداحافظ شــد
هق هقم وای.. غریبانه چه بنواخت تو را

دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 135♡⁠。⁠)⁩اروم س...

سناریو تهیونگ

پارت هشتمچان بیرون اتاق خشکش زد بعد از چند بار پلک زدن چهره ...

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط