{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی حوالی من

وقتی حوالی من
قدم میزنی و
عطرت به مشامم می رسد
نمی دانی
چطور هوش از سرم میپرد
چشمانم نا خواسته بسته می شود و
رویای بودنت را
زیر و رو می بافم و
می بافم
#الهه_مظفریان
دیدگاه ها (۳)

‏حکایت عجیبیه!یک بار باید خودت رو بنویسی، یک بار خودت رو روخ...

بمیرم پیش آن لب،این چنین گاهی تبسم کن . . .

دیوانه ٺر از خویشڪسی می جستم...دستم بگرفتند وبه دستم دادند.....

دلتنگی یعنی تن تو گرم باشددل من سردسرد سرد، پر از حسرت اغوشت...

همخونه اجباری... پارت 122"ویو جئون جونگ کوک"داشتم گزارش‌ها ر...

مترجم یه دنده پارت 2تند تر قدم برداشتم صدای بلند سامیار از پ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "10" "ویو جئون آنجلینا" ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط