{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم وقتی اسفناج می‌خوردم حس می‌کردم زورم بیشتر شد

بچه که بودم وقتی اسفناج می‌خوردم حس می‌کردم زورم بیشتر شده و می‌رفتم توی کوچه دعوا!
کتک می‌خوردم برمی‌گشتم به ملوان زبل فحش می‌دادم…
دیدگاه ها (۱)

تو خیابون وایساده بودم اومدم از پسره آدرس بپرسمگفتم ببخشيد.....

یارو میره پیش دکتر متخصص میبینه ویزیتش بیست هزار تومن شد! به...

پسره به دوست دخترش زنگ میزنه میگه: کجایی؟میگه: با پدرم تو ما...

ﮔﻮﺷﻲ دختر عموم ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ...

من برمی داشتم به عنوان صندلی واسه عروسکام استفاده می کردم وق...

🔻امیرعباس فخرآور (جمهوری‌خواه):🔸هشت ماه پیش وقتی رضا پهلوی ف...

Part ¹⁷جونگکوک رفت بیرون منم پشت سرش رفتم دنبال بچه ها می‌گش...

ادامه پارت ۱۶

بچه ها من همیشه باهاشون راه اومدم اگه چیزی درخواست کردید یه ...

رمان: قلب در تاریکی

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

درد جیمین به سختی از تخت آمد پایین رفتم سمت حموم تا یه دوش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط