" راه خیانت "
" راه خیانت "
پارت اخر
" چند سال بعد "
کوک ویو
اماده شدم رفتم پایین
کوک:دخترم حاضری؟
یونا:اله اومدم(اره اومدم)
سوکیونگ:کوک امروز میری؟
کوک:اره
سوکیونگ:باشه مواظبه خودت باش
کوک:باشه عزیزم
از سوکیونگ خدافظی کردم و با یونا سواره ماشین شدیم و به طرفه مدرسه حرکت کردم
.
.
.
.
.
کوک:خب خانوم کوچولو رسیدیم...
با یونا پیاده شدم و بردمش داخل مدرسه
کوک:یونا بعد مدرسه خودم میام دنبالت باشه؟
یونا:باشه
یونا رو بوسیدم سواره ماشین شدم و حرکت کردم
.
.
.
.
.
رسیدم پیاده شدم هنوز کسی نمیومده بود رفتم کناره قبرش نشستم
کوک:اه ا/ت این چند سال چقدر زود گذشت...
دلم برات خیلی تنگ شده
مخصوصا خنده هات...
گلی رو که خریده بودمو رو قبرش گذاشتم
تولدت مبارک ا/ت
میدونی بدونه تو این زندگی دیگه رنگو رویی نداره
امیدوارم تو ارامش بخوابی
دوست دارم:)...
خب قصه ی ما به سر رسید...
کلاغه به خونش رسید
اوکی میدونم بد تموم شد به روم نیارید...
پارت اخر
" چند سال بعد "
کوک ویو
اماده شدم رفتم پایین
کوک:دخترم حاضری؟
یونا:اله اومدم(اره اومدم)
سوکیونگ:کوک امروز میری؟
کوک:اره
سوکیونگ:باشه مواظبه خودت باش
کوک:باشه عزیزم
از سوکیونگ خدافظی کردم و با یونا سواره ماشین شدیم و به طرفه مدرسه حرکت کردم
.
.
.
.
.
کوک:خب خانوم کوچولو رسیدیم...
با یونا پیاده شدم و بردمش داخل مدرسه
کوک:یونا بعد مدرسه خودم میام دنبالت باشه؟
یونا:باشه
یونا رو بوسیدم سواره ماشین شدم و حرکت کردم
.
.
.
.
.
رسیدم پیاده شدم هنوز کسی نمیومده بود رفتم کناره قبرش نشستم
کوک:اه ا/ت این چند سال چقدر زود گذشت...
دلم برات خیلی تنگ شده
مخصوصا خنده هات...
گلی رو که خریده بودمو رو قبرش گذاشتم
تولدت مبارک ا/ت
میدونی بدونه تو این زندگی دیگه رنگو رویی نداره
امیدوارم تو ارامش بخوابی
دوست دارم:)...
خب قصه ی ما به سر رسید...
کلاغه به خونش رسید
اوکی میدونم بد تموم شد به روم نیارید...
- ۲۴.۳k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط