Funny & fierce
Funny & fierce
Part 20
+اشکالی نداره میدونم سرت شلوغ بوده
٪برای اینکه برات جبران کنم بیا بریم بیرون
+ممنون واقعا حوصلم سررفته بود
یک سال گذشت و بازم همون آش و همون کاسه بود. هرروز صبح زود میرفت و شب برمیگشت و بعد هم من رو میبرد همون کافه. دیگه واقعا خسته شده بودم
امشب که دوباره من رو برد همون کافه، تصمیم گرفتم همه چی رو تموم کنم
٪چیزی شده؟ انگار امروز حالت خوب نیست
+بخاطر اینه که دیگه نمیتونم تحمل کنم
٪چی رو؟
+اینکه همیشه صبح میری و تا شب نمیای و فقط من رو میاری این کافه. دیگه از همش خسته شدم. تازه من به خاطر تو یک ساله خانوادم رو هم ندیدم
٪من معذرت میخوام ولی خودتم میدونی که اوضاع پدرم از قبل وخیم تر شده پس باید مراقبش باشم
+میدونم ولی منم دیگه خسته شدم پس میخوام که تمومش کنیم
٪ههجین این کارو با من نکن من واقعا نمیتونم ازت دل بکنم
+پس....هروقت که کارت اینجا تموم شد، دوباره بیا پیشم. شاید اون موقع بتونیم از باهم بودنمون لذت ببریم
کیفمو برداشتم و از کافه بیرون اومدم. رفتم یه هتل دیگه گرفتم و تصمیم گرفتم فقط امشب دیگه اینجا بمونم
روی تخت دراز کشیدم و گوشیمو برداشتم.
+حالا منی که از هواپیما میترسم، چطوری تنها برگردم کره
یه فکری به ذهنم رسید. تصمیم گرفتم به صورت دریایی برگردم برای همین بلیط کشتی برای فردا صبح گرفتم
به خودم قول داده بودم که گریه نکنم چون من تمام تلاشم رو کرده بودم که باهاش کنار بیام. پس گوشیمو خاموش کردم و سعی کردم که بخوابم
صبح زود بیدار شدم و رفتم به هتلی که با سونگهون بودم که هم باهاش خداحافظی کنم و هم وسایلمو جمع کنم
٪نظرت عوض شد درسته؟ برگشتی پیشم؟
+نه، من واقعا دیگه خسته شدم سونگهون. الان هم اومدم که ازت خداحافظی کنم و وسایلم هم جمع کنم
دیگه چیزی نگفت. من هم سریع وسایلمو جمع کردم
+من دیگه میرم
٪اوم خدافظ(ناراحت)
(پایان فلش بک)
(ویو جیمین)
داشتم توی خیابونا دنبالش می گشتم که دیدم.....
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
Part 20
+اشکالی نداره میدونم سرت شلوغ بوده
٪برای اینکه برات جبران کنم بیا بریم بیرون
+ممنون واقعا حوصلم سررفته بود
یک سال گذشت و بازم همون آش و همون کاسه بود. هرروز صبح زود میرفت و شب برمیگشت و بعد هم من رو میبرد همون کافه. دیگه واقعا خسته شده بودم
امشب که دوباره من رو برد همون کافه، تصمیم گرفتم همه چی رو تموم کنم
٪چیزی شده؟ انگار امروز حالت خوب نیست
+بخاطر اینه که دیگه نمیتونم تحمل کنم
٪چی رو؟
+اینکه همیشه صبح میری و تا شب نمیای و فقط من رو میاری این کافه. دیگه از همش خسته شدم. تازه من به خاطر تو یک ساله خانوادم رو هم ندیدم
٪من معذرت میخوام ولی خودتم میدونی که اوضاع پدرم از قبل وخیم تر شده پس باید مراقبش باشم
+میدونم ولی منم دیگه خسته شدم پس میخوام که تمومش کنیم
٪ههجین این کارو با من نکن من واقعا نمیتونم ازت دل بکنم
+پس....هروقت که کارت اینجا تموم شد، دوباره بیا پیشم. شاید اون موقع بتونیم از باهم بودنمون لذت ببریم
کیفمو برداشتم و از کافه بیرون اومدم. رفتم یه هتل دیگه گرفتم و تصمیم گرفتم فقط امشب دیگه اینجا بمونم
روی تخت دراز کشیدم و گوشیمو برداشتم.
+حالا منی که از هواپیما میترسم، چطوری تنها برگردم کره
یه فکری به ذهنم رسید. تصمیم گرفتم به صورت دریایی برگردم برای همین بلیط کشتی برای فردا صبح گرفتم
به خودم قول داده بودم که گریه نکنم چون من تمام تلاشم رو کرده بودم که باهاش کنار بیام. پس گوشیمو خاموش کردم و سعی کردم که بخوابم
صبح زود بیدار شدم و رفتم به هتلی که با سونگهون بودم که هم باهاش خداحافظی کنم و هم وسایلمو جمع کنم
٪نظرت عوض شد درسته؟ برگشتی پیشم؟
+نه، من واقعا دیگه خسته شدم سونگهون. الان هم اومدم که ازت خداحافظی کنم و وسایلم هم جمع کنم
دیگه چیزی نگفت. من هم سریع وسایلمو جمع کردم
+من دیگه میرم
٪اوم خدافظ(ناراحت)
(پایان فلش بک)
(ویو جیمین)
داشتم توی خیابونا دنبالش می گشتم که دیدم.....
#فیک #fake
#جیمین #jimin
#بی_تی_اس #bts
- ۵.۸k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط