پارت
پارت ۳۶
ا.ت جیمین رو برد عنارت تا وسایل لازمش رو برداره و بعدش بردش عمارت کیم به جیمین یک اتاق جدا دادن و اتاقش درست دیوار به دیوار اتاق ا.ت بود ا.ت میره توی اتاق کارش و مشغول کارش میشه و سعی میکنه حواسش رو پرت کنه جیمین هم توی اتاق میره پ مشغول کار خودش میشه توی سکوت به کار هاشون رسیدگی میکنن که اسکرین صفحه ی تلویزیون اتاق که به دیوار وصل بود روشن میشه و چهره تهیونگ روش نمایان میشه
تهیونگ:هی بچها
ا.ت با بی حوصلگی جوابش رو میده
ا.ت:ها؟ باز چیه؟
جیمین:سرش رو میاره بالا و به تهیونک خیره میشه
تهیونگ:نمیاین پایین؟ هرچی به گوشیتون زنگمیزنیم جواب نمیدین در میزنیم جواب نمیدین واسه همین مجبور شدم تصویری به تیوی مخصوص عملیات وصل شم ا
ا.ت و جیمین هم زمان گوشیشون رو برمیدارن و چک میکنن برای هردوتاشون ۲۰ تماس از دست رفته خورده بود هر دو گوشیشون رو روی میز میزارن
ا.ت:من نمیام پایین
جیمین:منم کلی کار دارم
تهیونگ:باشه دوتا کبوتر عاشق و قطع کرد
جیمین و ا.ت بهم دیگه نگاه میکنن و میرن پایین
تهیونگ رو گیر میارن
ا.ت یقه ی لباس تهیونک رو میگیره
ا.ت:یک بار دیگه به این لغب صدامون کنی میکشمت تهیونگ-_-
جیمین هم یدونه پسگردنی به تهیونگ زد
ا.ت و حیمین برگشت به اتاق کار و به کارشون رسیدگی کردن... قرار بود تا صبح بیدار بمونن باید سخت کار میکردن.
ویو ساعت هشت صبح/
ا.ت:خب دیگه بسه بریم بخوابیم
جیمین:موافقم
رفتن بیرون و رفتن توی اتاق هاشون مسواک زدن و لباس خواب پوشیدن و خوابیدن
ادامه دارد...
ا.ت جیمین رو برد عنارت تا وسایل لازمش رو برداره و بعدش بردش عمارت کیم به جیمین یک اتاق جدا دادن و اتاقش درست دیوار به دیوار اتاق ا.ت بود ا.ت میره توی اتاق کارش و مشغول کارش میشه و سعی میکنه حواسش رو پرت کنه جیمین هم توی اتاق میره پ مشغول کار خودش میشه توی سکوت به کار هاشون رسیدگی میکنن که اسکرین صفحه ی تلویزیون اتاق که به دیوار وصل بود روشن میشه و چهره تهیونگ روش نمایان میشه
تهیونگ:هی بچها
ا.ت با بی حوصلگی جوابش رو میده
ا.ت:ها؟ باز چیه؟
جیمین:سرش رو میاره بالا و به تهیونک خیره میشه
تهیونگ:نمیاین پایین؟ هرچی به گوشیتون زنگمیزنیم جواب نمیدین در میزنیم جواب نمیدین واسه همین مجبور شدم تصویری به تیوی مخصوص عملیات وصل شم ا
ا.ت و جیمین هم زمان گوشیشون رو برمیدارن و چک میکنن برای هردوتاشون ۲۰ تماس از دست رفته خورده بود هر دو گوشیشون رو روی میز میزارن
ا.ت:من نمیام پایین
جیمین:منم کلی کار دارم
تهیونگ:باشه دوتا کبوتر عاشق و قطع کرد
جیمین و ا.ت بهم دیگه نگاه میکنن و میرن پایین
تهیونگ رو گیر میارن
ا.ت یقه ی لباس تهیونک رو میگیره
ا.ت:یک بار دیگه به این لغب صدامون کنی میکشمت تهیونگ-_-
جیمین هم یدونه پسگردنی به تهیونگ زد
ا.ت و حیمین برگشت به اتاق کار و به کارشون رسیدگی کردن... قرار بود تا صبح بیدار بمونن باید سخت کار میکردن.
ویو ساعت هشت صبح/
ا.ت:خب دیگه بسه بریم بخوابیم
جیمین:موافقم
رفتن بیرون و رفتن توی اتاق هاشون مسواک زدن و لباس خواب پوشیدن و خوابیدن
ادامه دارد...
- ۴.۴k
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط