{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت [6]
تهیونگ توی دلش:وایی خدایااا چقدر کیوته
ا/ت:تهیونگ چرا حرف نمیزنی؟
تهیونگ:آم عِ هیچی
ا/ت:(میخنده)
تهیونگ:(اونم میخنده)
تهیونگ:خب بفرمایین اینم گل رز شمااا
ا/ت:ممنون تهیونگ جبران میکنم(لبخند)
تهیونگ:کاری نکردم که :)
ا/ت:)
تهیونگ:بستنی میخوری ا/ت؟
ا/ت:اره ولی من میخرم برایه جبران گل
تهیونگ:باشه تو حساب کن(خنده)
ا/ت:(خنده)
(خلاصه بستنی میگیرن میخورنو ایناااا....)
تهیونگ:ا/ت میخواستم بهت یچیزی بگم
ا/ت:آم بگو
تهیونگ:اوم مطمئن نیستم...
ا/ت:اوم بگو مشکلی نیست..
تهیونگ:ا/ت م...م..من....
ا/ت:تو چی؟
تهیونگ:من دوست دارم
ا/ت:آم چیگفتی؟
تهیونگ:من دوست دارم میشه برایه من باشی؟
ا/ت:آم مح نیاز به فکر کردن دارم آم من باید برم خداحافظ
(بدو بدو میره)
تهیونگ نتونست خدافظی کنه چون ا/ت سریع حرفشو گفتو رفت
تهیونگ:هوف عجب احمقیممم اصا چرا بهش اعتراف کردم اَه نباید بهش میگفتم تازه دوروزه دیدمش مطمئنم منو نمیخواد الان میگه این چجوری تویه دوروز عاشقم شده
((((تهیونگ داشت همینجوری با خودش کلنجار میرفت که یهو یه دختره اومد صداش کرد))))
دختره:آم ببخشید آقا.....


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

پارت [7]دختره:آم ببخشید آقاتهیونگ:بله؟دختره:من تنهام و خونمو...

پارت [8]یهو همون دوتا پسرا که میخواستن ا/تو اذیت کنن اومدن ت...

پارت ۳۷ویو شب/جیمین با صدای زمزمه های بلند ولی نا مفهوم بید...

پارت ۳۶ا.ت جیمین رو برد عنارت تا وسایل لازمش رو برداره و بعد...

love Between the Tides⁶⁰یونا: نه باهامون بیا تهیونگ: آره بیا...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

ᴘᴀʀᴛ 3ویو تهیونگتو این چند روز خیلی کتکش زدم. من دوسش دارم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط